پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ پیرامون گفتوگوی
صدای زنجان با مدیرعامل سازمان انتقال خون، سیامک اسدی مدیر کل سابق انتقال خون استان
زنجان توضیحاتی ارائه داد که بدین شرح است.
با توجه به انتشار فیلم گفتوگوی خبرنگار محترم صدای زنجان با جناب آقای
دکتر قرهباغیان، مدیرعامل محترم سازمان انتقال خون، و با عنایت به اینکه در ضمن گفتوگو
صراحتاً به دیدگاههای اینجانب اشاره ناقصی شده بود، لازم میدانم نکات زیر را به حضور
مخاطبان عزیز عرض کنم.
۱.
خوشبختانه
در ساعات پایانی سفر جناب آقای دکتر قرهباغیان به زنجان، فرصت دیدار با ایشان را پیدا
کردم و این دیدار بیشتر گپوگفت دوستانه بود.
هیچ صحبتی پیرامون پلاسما
نداشتیم. هر دو ناخودآگاه ترجیح دادیم شیرینی این دیدار دوستانه را با موضوعات چالشی
تلخ نکنیم. تمرکز و تلاش وی برای جذب اهداکنندگان زیر ۲۵ سال و افزایش اهدای خون توسط بانوان، همچنین حمایت از مدیران کارآمد،
در کنار دانش بالا و شخصیت والای ایشان، قابل ستایش است. بعد از خداحافظی از ایشان،
فیلم گفتوگوی آقای دکتر را در کانال صدای زنجان مشاهده کردم.
به خاطر ارادت قبلی و قلبی به استاد قرهباغیان، از توضیح پیرامون مواضع
ایشان پرهیز نموده و به تبیین دیدگاههای خود بسنده میکنم.
۲.
همانطور
که در مصاحبههای پیشین گفتهام، قوه مقننه
فقط یک قانون در زمینه جمعآوری فرآوردههای سلولی و پلاسمایی خون به تصویب رسانده
و این قانون همان اساسنامه سازمان انتقال خون
است. قانون یادشده اگر ضعف هم داشته باشد، خوشبختانه ابهام ندارد. تفسیرهای ناروا از
قانون و دور زدن آن خیانت به کشور محسوب میشود. ماده ۲ و ۱۷ اساسنامه، سازمان انتقال
خون را متولی تأمین خون و پلاسما میداند و حتی خیریهها از این امر منع شدهاند. حال
اگر بخش خصوصی در امر جمعآوری پلاسما مشارکت میکند، چرا زیر نظر و تابع مقررات سازمان
انتقال خون نیست؟
در کشورمان نمونههای موفقی
از واگذاری خدمات به دفاتر پلیس +۱۰،
دفاتر پیشخوان دولت و دفاتر قضایی را داریم که تابع مقررات دستگاههای حاکمیتی مربوطه
هستند. اما در این مورد بخصوص حتی از بهکار بردن نرمافزار یکپارچه بین مراکز اهدای
خون و مراکز پلاسما پرهیز میشود. در شرایط فعلی افراد میتوانند در یک روز و بدون
رعایت فاصله زمانی استاندارد در یک مرکز خون اهدا کنند و در مرکز دیگر پلاسما. آیا
این تهدیدی علیه سلامت شهروندان نیست؟
۳.
مهم نیست
ما پلاسما را به روش آفرزیس جمعآوری کنیم یا به روش بازیافتی؛ مهم این است که تبدیل
«الگوی داوطلبانه» به «الگوی پولی»، با وجود مردمی که فداکاری و نوعدوستی خود را در
هر زمانی ثابت کردهاند، به آسیبشناسی فرهنگی نیاز دارد و خدمات داوطلبانه را در جامعه
کمرنگ نموده و اعتماد عمومی را خدشهدار میکند. ادامه این وضعیت منجر به این خواهد شد که سازمان برای
تأمین فرآوردهها دستورالعملهای خود را بازنگری کرده، استانداردهای خود را تقلیل دهد
و وابستگی به تیمهای سیار را افزایش دهد تا ثابت کند آمار روند کاهشی نداشته است.
البته شنیدهام با توجه به انتقادات مطرحشده در سالهای اخیر، خوشبختانه گامهای ابتدایی
برای اهدای داوطلبانه و بدون چشمداشت پلاسما برداشته شده که این تغییر رویه جای تشکر
دارد، ولی کافی نیست.
۴.
متأسفانه
در یک مقطع زمانی، تبدیل «سازمان ملی انتقال خون» به سازمانی وابسته به وزارت بهداشت
و غیرمستقل، زمینهساز همه کجرویها شد. با اینکه طبق اساسنامه سازمان انتقال خون،
اعضای شورای عالی انتقال خون باید از میان متخصصان طب انتقال خون انتخاب شوند، حضور
برخی شخصیتهای حقوقی مانند رئیس سازمان غذا و دارو که یک روز سابقه خدمت در انتقال خون ندارد در شورای عالی انتقال
خون، گویای همهچیز و بینیاز از توضیح است.
۵.
اصرار
بر استانداردهای واحد، استفاده از نرمافزار یکپارچه و اصرار بر اهدای داوطلبانه به
جای اهدای پولی نباید به عنوان مخالفت با سرمایهگذاری بخش خصوصی تعبیر شود. نمایندگان
و مدیران غول بزرگی چون بیوتست آلمان بارها در استانهای مختلف ایران حضور پیدا کرده
و وعده تأسیس پالایشگاه در ابعاد صنعتی دادهاند و با یک جستوجوی ساده در اینترنت
این موضوع قابل اثبات است، ولی این شرکت به وعدههای خود عمل نکرده است.
با اینکه دهها نوع دارو
از پلاسما تولید میشود، فقط چهار نوع داروی مشتق از پلاسما وارد کشور میشود و در
مورد سرنوشت مابقی خمیر پلاسما توضیحاتی داده نمیشود.
۶.
پرونده
خونهای آلوده در دهه ۶۰ و ماجرای دنبالهدار پلاسما، به عنوان داغی بر پیشانی نظام
سلامت، ریشه در وابستگی سازمان به وزارت بهداشت، در نظر نگرفتن مصالح ملی و معیارهای
علمی، و همچنین شیدایی و غزلسرایی برای شرکتهای اروپایی دارد و از این نظر تفاوتی
بین مریو فرانسه و بیوتست آلمان نیست.
بار دیگر آمادگی خود را برای
شرکت در مناظره زنده تلویزیونی با نمایندگان ایرانی بیوتست و مقامات سازمان غذا و دارو
اعلام میکنم.
۷.
معیار
و فرمول محاسبه وزارت بهداشت برای تعیین حجم پلاسمای مورد نیاز چیست؟ کسانی که در وزارت
بهداشت میزان نیاز به پلاسما را ۱/۵ میلیون لیتر اعلام میکنند، در زمان وزارت خانم
دکتر وحید دستجردی با مجموع ۱۵۰ هزار لیتر پلاسما «جشن باشکوه خودکفایی در زمینه تولید
پلاسما» برگزار کردهاند و خبر آن را در همه رسانهها منتشر نمودهاند. آیا در این
مدت کوتاه جمعیت ایران ۱۰ برابر شده یا بیماریهای جدیدی ظهور کرده است؟ فاصله این دو عدد، وزارت بهداشت را بیاعتبار و مردم را
بیاعتماد میکند.
۸.
محدودیت
و معذوریت مسئولان در اظهارنظرها قابل فهم است و چهبسا اگر سیاستگذاریها صحیح بود،
دوستان قدیمی به این سادگی اختلاف نظر پیدا نمیکردند. امیدوارم در فرصت مقتضی ساختار
وزارت طویلالاسم مورد تجدیدنظر قرار گیرد. با تأسیس وزارت بهداری کارآمد، سازمان انتقال
خون ملی، آموزش پزشکی نیز مانند همه کشورها
به وزارت علوم منتقل شود و خبرنگار محترم در مورد نقش آقازادههای پلاسمایی و... ماها
را مورد سؤال قرار ندهد.
گرچه در این موارد من هم
مانند مدیرعامل محترم سکوت ظریف (!) را بر پاسخ دیپلماتیک ترجیح میدهم.