پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ چرا بین حرف مسئولان و واقعیت زندگی مردم اینقدر فاصله است؟
این روزها یکی از گلایههای جدی مردم، فاصله میان اظهارات برخی مسئولان و واقعیتهایی است که در زندگی روزمره خود با آن مواجهاند.
برای نمونه، وزیر نیرو اعلام میکند که قطع برق برنامهریزیشده نداریم؛ اما بلافاصله ضمن ادامه قطعی برق، معاون ایشان بار رد حرف وزیر، از احتمال ادامه قطعی برق حتی در فصل زمستان سخن میگوید.
نمونه دیگر، موضوع ثبتنام دانشآموزان در مدارس دولتی است. وزیر آموزشوپرورش بارها تأکید کرده که دریافت وجه هنگام ثبتنام دانشآموزان ممنوع است و کمکهای مردمی نیز باید کاملاً داوطلبانه باشد.
اما واقعیت میدانی چیز دیگری است.
من شخصاً همین چند روز پیش برای ثبتنام فرزندم به یکی از دبیرستانهای دولتی در زنجان مراجعه کردم و در همان فرآیند ثبتنام، مبلغ ۱۰ میلیون تومان بهصورت علیالحساب با کارت بانکی پرداخت کردم.
اگر دریافت چنین مبلغی ممنوع است، چرا در عمل چنین اتفاقی رخ میدهد؟
این پرسشها فقط مربوط به یک خانواده یا یک مدرسه نیست. مسئله اصلی، اعتماد مردم است. وقتی مردم بین سخنان رسمی مسئولان و آنچه در زندگی روزمره خود تجربه میکنند، تناقض میبینند، بهتدریج اعتمادشان نسبت به سایر اظهارات رسمی نیز کاهش پیدا میکند.
انتظار مردم چیز پیچیدهای نیست؛ شفافیت و صداقت.
اگر قرار است برق در زمستان نیز با محدودیت مواجه شود، بهتر است مسئولان صادقانه شرایط را برای مردم توضیح دهند. اگر دریافت پول از خانوادهها در مدارس دولتی ممنوع است، باید سازوکاری وجود داشته باشد که این ممنوعیت در مدرسه نیز واقعاً اجرا شود، نه اینکه فقط در مصاحبهها اعلام شود.
مردم امروز بیش از هر چیز نیازمند این هستند که بدانند حرف مسئولان با واقعیت یکی است.
اعتماد عمومی بهسادگی به دست نمیآید، اما با چند تناقض و چند تجربه متفاوت از وعدههای رسمی و واقعیتهای موجود، بهراحتی آسیب میبیند.
شاید بهتر باشد به جای اینکه هر بار مردم را به صبر و تحمل دعوت کنیم، یکبار هم از خودمان بپرسیم:
چرا میان آنچه مسئولان میگویند و آنچه مردم تجربه میکنند، اینهمه فاصله وجود دارد؟