پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ سال ۹۲ به اتفاق همسرم قبور قبرستان قدیم در جوار خیابان دهخدا و ضلع شمالی خیابان
بعثت را سنگ به سنگ مستند و ثبت کرده و تصویرهایی را هم تهیه کردیم. لازم به ذکر است
که در این قبرستان سنگهای حجاری شدهای وجود دارند که در حراجیهای بزرگ، قیمتهای
خیره کنندهای را ثبت میکنند.
چند روز پیش از کنار
همان قبرستان عبور میکردیم که متوجه حصار آهنی دور آن شده و کنجکاو شدیم که چه بر
سر سنگهای چندصدساله قبرستان آمده....
سالهای سال است که بخش
به بخش میراثهای گذشته در برابر چشمان ما در حال نابودی
است؛ خانهها، بناها، بافتهای تاریخی و نشانههایی که تنها آجر و دیوار نیستند، بلکه
بخشی از حافظه و هویت این شهرند. دردناکتر از تخریب، سکوت ما در برابر این اتفاق است.
میراث فرهنگی متعلق به
یک نسل نیست. آنچه از گذشتگان به ما رسیده، امانتی است که باید به فرزندان و
آیندگان سپرده شود. اگر امروز در برابر نابودی آن سکوت کنیم، فردا فرزندانمان
شهری را تحویل خواهند گرفت که بخشهایی از داستان و هویت خود را برای همیشه از دست
داده است.
اما بیایید لحظهای
خودمان را محک بزنیم: اگر همین امروز اعلام شود که قرار است بازار تاریخی و
سرپوشیده زنجان تخریب شود و جای آن را یک مجتمع تجاری و مجموعهای از مراکز تفریحی
و سرگرمیهای مدرن، از سرسرههای آبی گرفته تا دیگر فضاهای تفریحی متداول، بگیرد،
چند نفر از ما واقعاً حساسیت نشان خواهیم داد؟ چند نفر حاضر خواهیم بود برای
جلوگیری از تخریب این میراث، هزینه بدهیم و صدای خود را به گوش مسئولان برسانیم؟
مسئله اینجاست که میراث
فرهنگی معمولاً یکباره از بین نمیرود؛ ابتدا حساسیت مردم را از بین می برند، سپس
مطالبهگری خاموش میشود و در نهایت، تخریب به امری عادی تبدیل میشود. آن روز
دیگر ممکن است حتی حسرت خوردن هم چیزی را بازنگرداند.
یونسکو نیز حفاظت از
میراث فرهنگی را صرفاً یک انتخاب نمیداند همچنانکه در اعلامیه کنفرانس جهانی
تأکید شده است که حفاظت، پاسداری و ترویج میراث فرهنگی، مسئولیتی فردی و جمعی در
قبال نسلهای آینده و یک ضرورت اخلاقی است.
بنابراین پرسش فقط این
نیست که چه کسی یک بنای تاریخی را تخریب میکند؛ پرسش بزرگتر این است که ما، به
عنوان صاحبان این شهر، تا کجا اجازه میدهیم میراثمان در سکوت از میان برود؟
شاید هنوز بتوان بخشی از
این میراث را نجات داد؛ اما این کار، پیش از هر چیز، به حساسیت، مطالبهگری و همت
مردم زنجان نیاز دارد.
به خاطر بیاوریم خانه
ذوالفقاریها و بافت قدیم امامزاده و دبیرستان کنار آن، نام ارزشمند صدرجهان،
سینما لی لی و سردر مسجد جامع، درب چوبی و قدیمی بعضی از مساجد، دیوارهای باقی مانده
از حصارهای قدیم زنجان، باغهای تاریخی زنجان، سیفونهای باستانی انتقال آب رودخانهها به طاخونههای واقع
در باغات جنوب زنجان و بسیاری دیگر از آثار و میراث بجامانده از پدران و مادرانمان
که امروز اثری از آنها نمانده است کی و چه زمان از بین رفته و به تاراج رفتند؟ میراثی
که امروز از آن دفاع نکنیم، فردا دیگر فرصتی برای دفاع داشت.
نیمه دوم تابستان، بیست
و یک شهریورماه .۱۴۰۵