مادر زنجانی: کودکان قربانی برنامههای گسسته و فاقد پیوستگی حوزه تربیت هستند/کارشناس حوزه کودکان: نگاه به مسئله کودک باید بسیار وسیعتر و فراتر از یک دستگاه اجرایی مشخص باشد
پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ سمیه
محرمی: دوران کودکی، ستون فقرات هویت انسانی و زیربنای توسعه پایدار یک جامعه است؛
اما در زنجان، این دوران طلایی به عرصهای برای آزمون و خطاهای مدیریتی تبدیل شده است.
متولیان متعدد فرهنگی، از کانون پرورش فکری
گرفته تا آموزش و پرورش و شهرداری، بهجای همافزایی، درگیر نوعی
پارادوکس مدیریتی شدهاند که نتیجهاش چیزی جز برنامههای گسسته، فاقد پیوستگی و
ویترینی نیست. در این فضا، کودکان نه بهعنوان سرمایههای ملی، بلکه
صرفاً به عنوان مخاطبان برنامههای مناسبتی دیده میشوند که بیشتر رنگ
و بوی جشنهای یکروزه دارند تا آموزشهای پایدار.
این رویکرد
تکهتکه و بدون استراتژی، نهتنها باری مضاعف بر دوش
خانوادهها میگذارد که اغلب از دانش و
فرصت کافی برای پر کردن این خلأهای ساختاری بیبهرهاند، بلکه با به حاشیه
راندن مهارتهای بنیادین زندگی،
فرصتهای طلایی رشد نسل
آینده را نیز میسوزاند. وقتی رقابتهای سازمانی بر تدوین نقشه
راه جامع مقدم میشود، تربیت کودک به
فرصتی سوخته بدل میگردد که آسیبهای جبرانناپذیر آن در بزرگسالی نمایان
خواهد شد.
در این
میان، فقدان یک مدیریت واحد باعث شده تا کودکان در میان انبوهی از برنامههایی که هیچ نخ تسبیحی آنها را به هم متصل نمیکند، دچار نوعی سرگردانی
ذهنی شوند.
خروجی این سبک مدیریت، برگزاری همایشهای تکراری و بیپایه است؛ درحالیکه مهارتهای زندگی، تابآوری و تفکر انتقادی که نیاز
مبرم دنیای پیچیده امروز است، به حاشیه رانده شدهاند.
کارشناسان
فرهنگی معتقدند، هفتههای مناسبتی نباید
نقطه پایان فعالیتها باشند، بلکه باید
آغازی برای اقدامات مستمر محسوب شوند، اکنون زمان آن فرارسیده است که متولیان امر،
بهجای هدررفت منابع
در رقابتهای سازمانی برای
برگزاری برنامههای نمایشی، با تشکیل
کارگروههای فرابخشی و تکیه
بر نظرات کارشناسان، به معنای واقعی کلمه برای تربیت نسلی توانمند گامهای عملی و استوار بردارند.
گذار از این وضعیت آشفته، تنها در گروِ عبور از نگاههای جزیرهای و رسیدن به یک نقشه راه
کلان و متحد است.
پارادوکس
متولیان متعدد
یک
مادر زنجانی در گفتوگو با صدای زنجان با اشاره
به ترافیک برنامههای فرهنگی در سطح
شهر عنوان کرد: تقریباً هر دستگاهی برای خود یک برنامه برگزار میکند و در این میان، کودکان
قربانی این برنامههای گسسته و فاقد پیوستگی
ادارات شدهاند.
وی با
بیان اینکه نه خانوادهها از شاکله و هدف
اصلی این برنامهها آگاهی دارند و
نه مجموعههای حوزه کودک بهصورت متحد و همافزا برای این قشر برنامهریزی میکنند، تصریح کرد: نتیجه این
گسست، آن است که برنامهها تنها در حد گفتوگو و همایشهای تکراری باقی مانده و
توانمندیهای مهارتی که نیاز
اصلی کودکان برای زندگی در دنیای پیچیده امروز است، به حاشیه میرود.
وی با
اشاره به تعدد دستگاههای مسئول نظیر
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش، شهرداری، بهزیستی و سایر
نهادهای مرتبط است، عنوان کرد: این کثرت دستگاهها، بهجای آنکه به همافزایی منجر شود، به یک
پارادوکس مدیریتی تبدیل شده است؛ بهطوریکه هیچ دستگاهی خود
را متولی بیچونوچرای حوزه کودکان و مسئول
اصلی پاسخگویی در قبال مطالبات آنان نمیداند.
در این
فضا، مسئولیتها میان نهادهای
مختلف دستبهدست شده و هر دستگاه تنها
به ارائه گزارش عملکرد سطحی و مقطعی بسنده میکند.
این
رویه باعث شده است که کودکان در میان انبوهی از برنامههای تبلیغاتی که بیشتر رنگ
و بوی مناسبتی دارند تا آموزشی، سرگردان بمانند.
این
مادر زنجانی افزود: وقتی یک کودک در عرض یک ماه با چندین برنامه متفاوت که هیچ نخ
تسبیحی آنها را به هم متصل
نمیکند مواجه میشود، نهتنها آموزشی دریافت نمیکند، بلکه دچار نوعی سردرگمی
ذهنی میشود که مانع از تعمیق
یادگیریهاست.
فشار مضاعف بر خانوادهها این وضعیت، بار مسئولیت
را بهاجبار و با هزینهای گزاف بر دوش خانوادهها گذاشته است. مریم با بیان
اینکه اکنون هر خانواده باید خود مستقلاً برای برنامهریزی، آموزش و تربیت فرزندش
اقدام کند تا او را در مسیر درست رشد هدایت نماید.
اما
پرسش اینجاست که آیا همه والدین از دانش، مهارت و فرصت کافی برای این امر
برخوردارند؟ ادامه داد: در شرایطی که سطح آموزشهای تخصصی والدین نیز در این
زمینه محدود است، آنها نمیتوانند بهتنهایی اقدامات مؤثر و تخصصی
لازم را انجام دهند.
وی
افزود: این وضعیت نهتنها باعث افزایش
اضطراب والدین میشود، بلکه عدالت
آموزشی و تربیتی را نیز زیر سؤال میبرد؛ چرا که تنها والدینی که از توانایی مالی یا آموزشی بالاتری برخوردارند، میتوانند این خلأ مدیریتی
دستگاههای دولتی را پر
کنند.
این
مادر زنجانی ادامه داد: فرصتسوزی در سنین طلایی نتیجه مستقیم این ناهماهنگی ساختاری، هدررفت فرصتهای طلایی برای توانمندی و
تربیت نسل آینده است و کودکی، دوران پیریزی شاکله شخصیت انسان است و هرگونه سهلانگاری در این دوران، آسیبهای جبرانناپذیری را در بزرگسالی به
همراه خواهد داشت.
ضرورت
گذار از شعار به عمل در حوزه کودک
فاطمه
نظری، کارشناس حوزه کودکان در زنجان نیز در این زمینه در گفتوگو با صدای زنجان، با تأکید
بر لزوم عبور از برنامههای مقطعی و مناسبتی
اظهار کرد: برنامهریزیها نباید تنها به یک هفته
خاص خلاصه شود؛ چرا که پس از پایان آن هفته، برنامهها به فراموشی سپرده میشوند.
کارشناس
حوزه کودکان در زنجان با بیان اینکه برای دستیابی به جامعهای موفق و کارآمد، باید از
شعار به عمل برسیم و تمام دستگاهها و نهادها دست به دست هم دهند؛ گفت: زیرا یک دستگاه بهتنهایی توان تحقق این رسالت
بزرگ را ندارد و همانطور که در ضربالمثلها آمده، یک دست صدا ندارد.
لزوم
نگاه کلان و فرابخشی دولت به مطالبات کودکان
وی با
اشاره به فرارسیدن هفته ملی کودک از 15 تا 21 مهرماه عنوان کرد: عملکرد کانون
پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این حوزه ناشی از وظیفه ذاتی و سازمانی آن است.
این مجموعه با دریافت مصوبات و اعتبارات استانی
و ملی و صرف هزینههای لازم، تمام
توان خود را از سطوح مدیریتی و کارشناسی گرفته تا مربیان و عوامل اجرایی به کار میگیرد تا برای کودکان در
مناطق شهری و روستایی برنامههای مناسبی اجرا کند.
نظری
در ادامه افزود: با وجود انجام این وظایف، نگاه به مسئله کودک باید بسیار وسیعتر و فراتر از یک دستگاه
اجرایی مشخص باشد. قانونگذاران، متولیان و
مدیران ارشد دولتی باید صدای کودکان را بشنوند و برنامهریزیهای کلان و معین را برای
آنان تدوین کنند. پیشبرد اهداف این حوزه صرفاً با اجرای برنامههایی چون قصهگویی، سرگرمی یا نصب چند
بنر تبلیغاتی محقق نمیشود. اگر به دنبال آیندهای روشن و موفق برای کشور
هستیم، باید پایهها و برنامهریزیها در دوران کودکی پیریزی شود.
وی
ادامه داد: هفتههایی نظیر هفته ملی
کودک یا هفته منابع طبیعی باید نقطه شروع و آغازی برای آموزشها و اقدامات جدی، مؤثر و
مستمر باشند تا به تمام نیازهای مخاطبان بهویژه کودکان توجه واقعی شود.
اهمیت
بنیادین بازی در یادگیری و تابآوری
این
کارشناس حوزه کودکان با تأکید بر پیوند عمیق دوران کودکی با بازی و پویایی بیان
کرد: کودکی با بازی گره خورده است و نمیتوان کودک را از تحرک و فعالیت جدا کرد. کودکی که فرصت جنبوجوش و شلوغی نداشته باشد،
از فرایند طبیعی رشد بازمیماند. گاهی در برخی
منازل همه وسایل مرتب و دستنخورده به چشم میخورد که نشاندهنده سختگیری و مهار شدید کودک از
سوی والدین است؛ در مقابل، بههمریختگی و حرکت وسایل
در خانه نشان میدهد که کودک زنده،
پویا و در حال فعالیت است. وی تصریح کرد: بسیاری از مهارتها، مفاهیم و تجربیات زیسته
از طریق بازیهای ساده و گروهی
مانند خالهبازی، بازی با
عروسکها یا لیلی در کوچهها شکل میگیرد و در بزرگسالی مانع از
بروز آسیبها و بحرانهای روحی میشود و به فرد میآموزد که در مواجهه با سختیهای زندگی چگونه ایستادگی
کند.
نظری
با تأکید بر اینکه هزینه برای کودکان عین سرمایهگذاری برای آینده است،
خاطرنشان کرد: ساخت یک بنا نیازمند پیریزی اصولی و ستونهای محکم است؛ اگر
در ساخت آن سهلانگاری شود، بنا
فرو خواهد ریخت، اما اگر مستحکم ساخته شود، سالیان دراز استوار خواهد ماند. در تربیت و آموزش کودک نیز اگر جامعه، خانواده
و دستگاههای دولتی و خصوصی
دست به دست هم دهند و امکانات، تربیت و آموزش صحیح را فراهم آورند، شخصیت کودکان
بهدرستی ساخته شده و
جامعهای موفق و پایدار
شکل خواهد گرفت.