فیاض زاهد و محمد مهاجری نوشتند: شرایط امروز را نباید با دورههای قبل یکسان دانست و تهدیدات را سرسری گرفت. روزگار خرج کردن شعارها و احساسات به سرآمده و این متاعها را کسی نمیخرد
پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ فیاض
زاهد و محمد مهاجری در یادداشتی مشترک با عنوان «سالی که نکوست» در روزنامه اعتماد
نوشتند: سال 1404 سال
سختی است و دولت پزشکیان وارث نابسامانیهای سال پیش و نیز دولتهای قبل است.
برشمردن مشقتهای سالی که نخستین روزهای آن را آغاز کردهایم نهتنها نباید مردم
را به سمت نومیدی و سستی سوق بدهد بلکه میتواند ارادهای سختتر همراه با خردورزی
بیشتر را به همراه داشته باشد.
ایران
ما در برهههایی حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی حوادث سهمگینی را از سرگذرانده که
برخی از آنها اگر در نقطهای دیگر از دنیا رخ داده بود به سرنگونی حکومت منجر میشد.
طراحی کودتا، ترورهای متعدد در حد سران قوا توسط گروهکها و مهمتر از همه جنگ
تحمیلی فرآیندهایی به حساب میآیند که کیان کشور و نظام را به خطر جدی انداختند.
ایرانیان
اما - با هر مذهب
و اندیشه و قومیت - باهمدلی از پس بحرانها برآمدند و آرزوهای متعدد سلطنتطلبان،
گروههای تروریستی، سردمداران امریکا و ... تحقق نیافت.
با این
همه در مقاطعی برخی از ناکارآمدیها آنچه را دشمن خارجی نتوانست به منصه ظهور
برساند، بر کشور حاکم کرد. گفتنش سخت است اما پارهای از اقداماتی که در این پروسه
انجام شد، بهنام انقلاب و دین و ارزشها صورت گرفت. روزی که تحریم به مثابه عنصری
ضداقتصاد علیه ایران به کار گرفته شد رییسجمهور وقت با مسخره کردن آن، در واقع
منافع ملت را به استهزا گرفت. هم او وقتی در سازمان ملل حرفهای مهمل و پوچ بر
زبان میراند، آیندهای تاسفبار برای ایران در حال وقوع بود.
ارزشفروشی
بازار مکارهای است که هنوز هم رونق دارد و عدهای با چشمبندی، کالای خود را به
خورد خلایق میدهند . صحنه آرایان این بازار هر هدف و نیتی - ولو خیر - داشته
باشند در حال لطمه زدن به اقتصاد و فرهنگ سیاست ایرانزمینند. هم اینان باعث شدهاند
بخش بزرگی از جامعه اعتماد خود را به حاکمیت از دست بدهند.سه انتخابات که در
حدفاصل 1398 تا 1402 برگزارشد حکایت از کاهش شدید سرمایه اجتماعی داشت و معلوم
نیست اگر پزشکیان در انتخابات 1403 حضور نمییافت آن سیکل معیوب ادامه پیدا نمیکرد.
همزمان
با روی کار آمدن پزشکیان توطئههای اسراییل یکی پس از دیگری شکل گرفت و مشکلات
اقتصادی نیز با سرعتی بیش از پیش گریبانگیر جامعه شد. انتخاب ترامپ به ریاستجمهوری
امریکا نیز زخم بزرگتری بود که ایران و جهان را تحت تاثیر قرار داد و اکنون پس از
چندماه، کار به تهدیدات اقتصادی (گسترش تحریمها) و نظامی کشیده شده. در این شلوغ
بازار، جماعت ارزش فروش که اشارتی به آنها رفت با طرح مسائلی همچون اصرار به قانون
پرضرر عفاف و حجاب و مخالفت با رفع فیلترینگ و نیز استیضاح وزیر اقتصاد، گل به
خودی زدهاند و میروند تا پازل اسراییل و امریکا را تکمیل کنند. از آن سوی نیز
عدهای همسو با بیگانگان به خالی کردن دل مردم مشغولند.
شرایط
امروز را نباید با دورههای قبل یکسان دانست و تهدیدات را سرسری گرفت. روزگار خرج
کردن شعارها و احساسات به سرآمده و این متاعها را کسی نمیخرد. پس چه باید کرد؟
آنچه
جهان امروز را با دوران پیش از خود متفاوت میکند، کمرنگ شدن ارزشهای انسانی،
حقوق بشری و پرنسیبهای بینالمللی است. نهاد قدرت بینالمللی در حال پوست اندازی
و رخ نمودن واقعیت عریان خویش است
چیزی
شبیه دوران استعمار؛ آنچه در داستان غزه رخ داد و کشتار بیش از ۶۰ هزارنفر تنها با
ارزشهای غیراخلاقی قرن 18 و 19 قابل مقایسه است. آنچه شاهد هستیم شبیه عصری است
که توماس اشپینگلر، فیلسوف برجسته تاریخ ابتدای قرن بیستم، نام آن را «سقوط غرب»
نامیده بود. او مبنای کتابش را با تحیر از سقوط اخلاقی غرب بنیاد نهاده بود. پیشبینی
او درباره ظهور هیتلر و سپس توحش بیحد و حصری که رخ داده بود، ما را به این
حقیقت رهنمون میکند که ارزشهای سمبلیک غرب هر روز بیمعناتر میشود.
این
خوی غیراخلاقی و تمرکز بر روشهای مرکانتلیستی و توسعهطلبانه دیگر شامل بلژیک،
اسپانیا، پرتغال، فرانسه انگلستان عصر ویکتوریا نیست. امروز دونالد ترامپ با روشی
که در حکمرانی در پیش گرفته، نرمهای به رسمیت شناخته شده حتی در حوزه آتلانتیک را
زیرپا نهاده است. در یک کلام، زمانه زمانه زور و قلدری است. از سویی رژیم غاصب فکر
میکند بهترین فرصت برای سرکوب ایران است. دونالد ترامپ هرچند اعتقادی به جنگ همهجانبه
ندارد، اما این احتمال متصور است که شاید سطحی از اعمال عملیات محدود نظامی را
امتحان کند.
از سویی میتوان متصور بود
که حتی اسراییل به عنوان دولت نیابتی بخواهد از فرصت موجود برای تعرض به تاسیسات ایران بهرهبرداری کند.
اوضاع
داخلی هم چندان مناسب نیست. ما با زنجیرهای از مشکلات طرفیم. ایران نباید به هیچوجه حتی ریسک تهدید را به جان بخرد. تا دیر نشده
باید به دیپلماسی و گفتوگو فرصت تنفس داد. مجموعهای از تحلیل دادهها نشان میدهد
تا این لحظه هر دو طرف علاقهمند به پیداکردن راهحلی دیپلماتیک هستند. همانطور که
تاخیر چندساله در تحقق توافق سیاسی دست ایران را از امتیازات قبلی خالی کرد، زمان
به دشمن بزرگ ما بدل شده است. گاهی بهتر است چون صلح حدیبیه هرچند در ظاهر گامی به عقببرداریم اما میتواند منشأ دستآوردهای
مهمتر نیز باشد.
منبع/ اعتماد