کارگردان تئاتر در زنجان: پرداختن به واقعیتهای اجتماعی نباید به حذف کامل امید و نشاط بینجامد؛ چراکه جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به امید نیاز دارد/هنرمند زنجانی: یکی از خلأهای محسوس این دوره، کمرنگ بودن حضور زنان فیلمساز بود/منتقد فیلم: جشنواره نهتنها محل ارزیابی تخصصی منتقدان، بلکه عرصه داوری مخاطبان عادی نیز هست؛ مخاطبانی که بیش از هر چیز به صداقت روایت اثر توجه دارند
پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ سمیه محرمی:
اختتامیه چهلوچهارمین دوره جشنواره
فیلم فجر در تهران فقط یک مراسم پایانی نبود؛ صحنهای بود که طیفهای گوناگون یک سرزمین را در
قاب واحدی نشاند. از حضور مسعود پزشکیان در میان اهالی سینما تا کودکی که با شوقی خام
و دستهایی لرزان جایزهاش را گرفت و به خانه بازگشت،
تصویر روشنی شکل گرفت: سینما هنوز میدان مشترک گفتوگوست. آنچه این دوره را متمایز
کرد، نه صرفاً فهرست برندگان، بلکه کیفیت حضورها بود. سالن فقط محل رقابت فیلمها نبود؛ محل تلاقی روایتها بود. هنرمندانی که نقد داشتند،
گفتند. آنان که دلخور بودند، سکوت نکردند. حتی نام غایبان هم بر زبان آمد. این یعنی
جشنواره، اگرچه زخمها را درمان نمیکند، اما دستکم انکارشان هم نمیکند.
اما باید
صادق بود؛ حضور همه، تضمین همدلی نیست. اگر این همنشینی به سیاستزدایی سطحی یا شادی نمایشی تقلیل
یابد، ارزشش فرو میریزد. اهمیت این اختتامیه
در این بود که نشانهای از تحمل شنیدن را
نشان داد. پخش بیوقفه، سخنرانیهای بیسانسور و امکان بیان گلایهها، بیش از هر تندیس بلورینی
معنا داشت. آن کودک برنده، نماد آیندهای است که چشم به رفتار امروز ما دوخته است. اگر جشنواره فقط ویترینی برای عکس
یادگاری شود، او چیزی جز هیجان یک شب به یاد نخواهد داشت. اما اگر این فضا به بستری
برای اعتمادسازی بدل شود، همان کودک روزی فیلمسازی خواهد شد که نه از گفتن میترسد و نه از شنیدن. اختتامیه
امسال یادآور یک واقعیت ساده بود: سینما زمانی زنده است که همه در آن سهم داشته باشند؛
از عالیترین مقام اجرایی کشور
تا کوچکترین برنده روی صحنه.
جشنواره
به مثابه آینه جامعه، با همه روشنیها و سایهها
علیرضا
نوری هنرمند زنجانی در این زمینه در گفتوگو با صدای زنجان، با
نگاهی تحلیلی به نقاط قوت و ضعف این دوره پرداخت و چهلوچهارمین دوره را «آینه حال
جامعه» توصیف کرد. به باور وی، یکی از مهمترین ویژگیهای جشنواره امسال حضور
پررنگ فیلماولیها بود؛ فیلمسازان جوانی که با جسارت بیشتری
به سراغ موضوعات ملتهب و اجتماعی رفتند و از نظر کمی و کیفی نسبت به دورههای گذشته رشد قابل توجهی داشتند.
این نگاه نشان میدهد بخشی از بدنه جوان
سینمای ایران در تلاش است نسبت به دغدغههای جامعه واکنش نشان دهد و از فضای محافظهکارانه فاصله بگیرد. وی با بیان
اینکه یکی از خلأهای محسوس این دوره، کمرنگ بودن حضور زنان فیلمساز بود؛ هنرمندانی که در سالهای گذشته آثار شاخصی ارائه کرده و با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار کرده بودند،
عنوان کرد: اگر جشنواره قرار است «آینه جامعه» باشد، آیا حذف یا کمرنگ شدن بخشی از
صداها، تصویر را مخدوش نمیکند؟
هنرمند
زنجانی همچنین بر ضرورت توجه بیشتر به سینمای کودک و نوجوان تأکید کرد و این حوزه را
در شرایط فعلی جامعه، دارای کارکردی تربیتی، آموزشی و فرهنگی دانست. این تأکید در واقع
نوعی نقد غیرمستقیم به سیاستگذاری جشنواره نیز هست؛ چراکه اگر این بخش تا این اندازه اهمیت دارد، چرا سهم آن
در جریان اصلی جشنواره محدود مانده است؟
نوری با
اشاره به حضور 31 اثر در این دوره، انتخابهای هیئت داوران را تا حد زیادی همسو با ارزیابیهای کارشناسی دانست. با این
حال، همین بیان عددی نیز نشان میدهد رقابت میان آثار جدی بوده و بخشی از فیلمها کمتر دیده شدهاند؛ مسئلهای که میتواند به بحث عدالت رسانهای و فرصت برابر در دیدهشدن دامن بزند.
کیفیت ساختاری قابل قبول، اما غلبه تلخی بر امید
ساسان
قجر، کارگردان تئاتر زنجانی نیز در ارزیابی خود ابتدا بر احترام به تلاش همه فیلمسازان تأکید کرد و گفت هر فیلم
در جایگاه خود نقاط قوتی داشته و شایسته احترام است. وی نقد را امری طبیعی دانست، اما
معتقد بود نباید زحمات عوامل آثار نادیده گرفته شود. این هنرمند زنجانی با بیان اینکه
فیلمنامهها در مجموع نسبتاً
قوی بودند و چه در ساختار آثار اکشن و چه در درامهای اجتماعی، کارهای قابل قبولی
دیده شد، افزود: مقایسه آثار باید در چارچوب ژانر خودشان انجام شود و نمیتوان یک درام خانوادگی را با
یک فیلم اکشن سنجید؛ دیدگاهی که بر ضرورت تحلیل تخصصیتر در نقد سینما دلالت دارد.
با این
حال، مهمترین نقد او متوجه حالوهوای کلی جشنواره بود. به باور
قجر، اغلب آثار، فضایی غمگین و تلخ داشتند و موضوعاتی مانند طلاق، مرگ و بحرانهای خانوادگی به شکلی تکرارشونده
در فیلمها دیده میشد. از نگاه او، جای خالی امید
و شادی در بسیاری از آثار احساس میشد و جشنواره امسال حالوهوایی دلگیر را منتقل میکرد.
وی حتی
به تجربهای عینی اشاره کرد:
نمایش صحنهای از غرق شدن کودکان
در دریاچه در حضور تعداد زیادی نوجوان، نوجوانانی که پیش از ورود به سالن شاداب بودند،
پس از پایان فیلم با چهرههایی متأثر و نگران
خارج شدند. این روایت، بحث تأثیر روانی آثار بر نسل نوجوان را برجسته میکند و مسئولیت اجتماعی فیلمسازان را به میان میکشد.
قجر در
عین اذعان به کیفیت فنی مناسب آثار، تأکید کرد: پرداختن به واقعیتهای اجتماعی نباید به حذف کامل
امید و نشاط بینجامد؛ چراکه جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به آثاری نیاز دارد که
خانوادهها بتوانند همراه فرزندانشان
تماشا کنند و پس از خروج از سالن، با حس آرامش درباره آن گفتوگو کنند.
روایتمحوری در برابر ضعفهای ساختاری
یکی از
تماشاگران حاضر در اکرانهای جشنواره در زنجان،
با نگاهی مقایسهای اظهار کرد: سطح کلی
آثار نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی نداشته است.، با این حال، حضور چند فیلماولی نکتهای مثبت است که توانستند با
آثار تازه خود جلب توجه کنند. او از فیلمهایی چون «غوطهور»، «حاشیه»، «زنده
شور»، «اسکورت» و «نیمشب» به عنوان آثار دیدهشده نام برد.
به باور
این تماشاگر، «حاشیه» در میان آثار امسال تجربهای موفقتر ارائه کرده است. هرچند فیلم
به طور کامل از ظرفیتهای تصویری خود بهره
نبرده، اما فیلمنامه قوی و روایت منسجم آن باعث میشود مخاطب تا پایان با قصه همراه
بماند و تجربهای متوسطِ رو به بالا
داشته باشد. این ارزیابی نشان میدهد برای بخشی از مخاطبان، انسجام داستانی بر جلوههای فرمی ارجحیت دارد. در مقابل،
وی درباره «نیمشب» معتقد است که فیلم
نه قصهای قوی دارد، نه شخصیتپردازی محکمی و نه کشمکش دراماتیک
قابل توجه؛ بنابراین تجربه تماشای آن چندان رضایتبخش نبوده است. درباره «زنده
شور» نیز باید گفت این اثر سومین ساخته کارگردانی است که پیشتر «علفزار» را ساخته و فیلمنامه
«بیبدن» را نوشته بود،
اما در این فیلم نیز موضوعاتی چون اعدام و قصاص به شکلی روایت شده که بیش از آنکه مجال
تأمل مستقل به مخاطب بدهد، نگاه سازندگان را بر او تحمیل میکند.
وی افزود:
جشنواره نهتنها محل ارزیابی تخصصی
منتقدان، بلکه عرصه داوری مخاطبان عادی نیز هست؛ مخاطبانی که بیش از هر چیز به صداقت
روایت، انسجام داستان و تأثیرگذاری واقعی اثر توجه دارند.
یک پایان باز
چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم
فجر را میتوان رویدادی دانست
که همزمان محل تحسین و محل نقد بود. از یک سو، امکان بیان اعتراضها، حضور نسل جوان و طرح مسائل
اجتماعی نشان از پویایی داشت؛ از سوی دیگر، کمرنگ بودن برخی صداها، غلبه فضای
تلخ بر آثار و برخی ضعفهای روایی، تصویر جشنواره
را با پرسشهایی همراه کرد.
اگر قرار
است سینما زنده بماند، باید هم امکان شنیدن را حفظ کند و هم تنوع صداها را جدی بگیرد؛
نه بهعنوان یک ویترین سالانه،
بلکه بهمثابه فضایی واقعی برای
گفتوگو. ارزش این دوره
شاید بیش از هر چیز در همین ظرفیت نقدپذیری و طرح دیدگاههای متفاوت نهفته باشد؛ ظرفیتی
که در صورت تداوم، میتواند جشنواره را از
یک مراسم تشریفاتی به نهادی اثرگذار در حیات فرهنگی کشور بدل کند. کما اینکه با نمایش همه آثار راهیافته به جشنواره، در مرکزاستانها از جمله زنجان، بخشی از این
اثرگذاری را بهعینه نشان میدهد