کد خبر: 18049
1405/01/22 - 10:26


صدای زنجان از زندگی نویسنده و شاعر زنجانی در اوج گمنامی گزارش می‌دهد؛

برای دخترم

عونی: شعرگویی را با شعری برای دخترم آغاز کردم اما از کودکی به ادبیات و کتاب‌های شعر علاقه داشتم

پایگاه خبری صدای زنجان

پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ سمیه محرمی: در محله مهدیه که از محلات قدیمی شهر زنجان است، خانه‌ای وجود دارد که روی درب آن نوشته شده است، «تعمیرات زودپز» اما در دل این خانه داستانی متفاوت در حال رخ دادن است.

زنگ در را که می‌زنی بدون پرسشی برایت باز می‌کنند وارد حیاط که می‌شوی دست چپ باید چند پله پایین بروی تا به تعمیرگاه آقای عونی برسی، مردی کهنسال با خط خوشی در حال نوشتن نام و شماره یک مشتری روی زودپز است، پشت سرش تعدادی کتاب هست که رویش را با نایلون پوشانده تا خاکی نشود و یک ردیف کتاب که نام و عکس روی آن نقش بسته است.

یکی از فعالان اجتماعی استان وی را معرفی کرده است، می‌گویند در دل این تعمیرگاه نقلی و جمع و جور تعمیرکاری هست که در کنار کار زمخت و سخت یدی تعمیر زودپز، روح لطیف شاعری و نویسندگی جریان دارد که برای دل خودش و مردم زنجان شعر می‌گوید و کتاب می‌نویسد، خود را معرفی می‌کنم و از او می‌خواهم مصاحبه‌ای با وی داشته باشیم که استقبال می‌کند.

صدای زنجان: برای آغاز گفت‌و‌گو خودتان را معرفی کنید

شاعر زنجانی: علی عونی هستم که در سال 1326 در زنجان چشم به جهان گشودم تا کلاس ششم ابتدایی را در مدرسه دولتی زنجان گذراندم و سپس در دبستان امیرکبیر تحصیل کرده و از سال 1339 تا 1346 در حرفه‌های مختلف از جمله کارخانه روغن، قند، چاپخانه کار کرده و پس از خدمت سربازی ازدواج کردم.

پس از آن به شغل نجاری و شیشه‌بری پرداختم، در سال 1357 کارخانه پیک‌نیک‌سازی را راه‌اندازی کردم و در سال 1359 به تعمیر زودپز پرداختم

در کنار این کار به شعر و شاعری علاقه‌مند شده و با تشویق و دلگرمی خانواده عزیز دفتر شعری  را با همکاری انتشارات نیکان کتاب سرودم.

صدای زنجان: چطور شد که شعر و شاعری علاقمند شدید؟

عونی: در یکی از سال‌ها وقتی پدر همسرم در اثر سکته درگذشته بود، مواجهه فرزند دخترم با جنازه وی موجب شوک او شد، وی به مدت طولانی بیمار شد و برای همین به فکر درمانش شدیم ولی هر چه تلاش کردیم کمتر نتیجه گرفتیم، بسیار از شرایط متاثر بودم چون فرزندم کودکی معصوم بود و آن شوک او را ملتهب کرده بود، این حال و هوا مرا بسیار غمگین کرد و شعری برای وی سرودم! آن شعر مورد توجه بسیاری از اعضای خانواده و دوستان قرار گرفت و جرقه‌ای برای ادامه این مسیر برای من شد.

شعر نخستینش را برایمان می‌خواند که نامش را گذاشته «برای دخترم»، حین خواند شعر خاطرات برایش مرور می‌شود و اشک بر روی گونه‌هایش می‌نشیند.

«به لیلا دخترم حور بهشتی

که عمری دور ماند از هر چه زشتی

خدایا این دلم دریای خون شد

که زیبا دخترم غرق جنون شد

دوایی نیست بر این درد جان کاه

ز خود پرسم چه سازم گاه و بیگاه

خدا دنیای تو سرتاسر این است

بلاهایی همیشه در کمین است

چرا بر این بلاها چاره‎ای نیست

بشر در این جهانت کاره ای نیست

اگر راه علاجش بسته بر ما

تو خود بر دردهامان چاره فرما»

صدای زنجان: ازفعالیت های فرهنگی و علاقه خود به این حوزه بگویید؟

بسیار به حوزه ادبیات علاقه داشتم، کتاب‌های سعدی و حافظ و مولوی را بسیار می‌خواندم و از کودکی مجلات و روزنامه‌ها را به صورت کیلویی خریداری کرده و همه آنها را صفحه به صفحه می‌خواندم ولی نه ادبیات را نه در کلاسی فرا گرفته بودم و نه تجربه‌ای داشتم، تنها آشنایی با ادبیات و شعر و هنر فارسی و کمی ذوق که برای این کار داشتم زمینه فعالیت بنده در این حوزه شد.

صدای زنجان: گویا کتابی هم در حوزه ضرب‌‍‌المثل‌های ترکی دارید؟ در مورد نگارش آن توضیح می‌دهید؟

نویسنده زنجانی: بله کتاب دوم من نیز در زمینه ضرب‌المثل‌های ترکی زنجان است، سعی شد با جمع‌آوری و ترجمه این ضرب‌المثل‌ها آن را حفظ کنم چرا که شاهد هستیم بسیاری از جوانان و نوجوانان با بسیاری از اصلاحات و معانی ضرب‌المثل‌ها بیگانه هستند و سعی کردم این را به عنوان میراثی برای آیندگان نگه دارم چون این آثار فرهنگیبرای من به عنوان یک شهروند ترک زنجانی ارزشمند است.

صدای زنجان: حمایتی از سوی متولیان دستگاه‌های فرهنگی برای فعالیت شما صورت گرفته است؟

عونی: به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان مراجعه کردم و درخواست کمک آن هم نه مالی که معنوی برای ادامه این مسیر کردم اما جوابی از آنها دریافت نکردم و کسی تاکنون سراغ من را نگرفته است و اگر هم کاری انجام می‌دهم از روی غریزه و علاقه خودم است نه حمایت و یا درخواست دستگاهی.

ذوقی که در گوشه تعمیرگاه خاک می‎خورد

تعداد مشتری‌ها به حدی زیاد است که بین گفت‌و‌گویمان وقفه می‌افتد اما بسیار خوش صحبت است و سر صحبت را دوباره باز می‌کند، گویا کارش در تعمیر زودپز بسیار خوب است چون مشتریانش از هر طرف شهر هستند، با او خداحافظی می‌کنیم که مشتری دیگری وارد می‌شود، از خانه که خارج می‌شوم در این فکر هستم که استعدادهای دیگری در این شهر در کوچه پس کوچه‌ها خاک می‌خورند و در غبار بی توجهی مسئولان ذوقشان کور می‌شود.

انتهای پیام/

 

 

اقدام کننده: مسئول تحریریه

صدای_مخاطبانشاعر زنجانیعلی عونیسمیه محرمی
sedayezanjannews.ir/nx18049


درباره ما تماس با ما آرشیو اخبار آرشیو روزنامه گزارش تصویری تبلیغات در سایت

«من برنامه نویس هستم» «بهار 1398»