پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ شهادت
امام حسین (ع) در سال 61 هجری حادث شده و با شهادت امام باقر و امام صادق و امام
موسی بن جعفر علیهم السلام و عصرهای زندگی و شهادت آن بزرگواران،فاصله زیادی
نداشته است. در صورتی که اسناد مورد اتکا به عصرهای این امامان (امام باقر و امام
صادق و امام کاظم علیهم السلام)برگردد و اسنادی که بر وجود نازنین حضرت رقیه (سلام
الله علیها) دلالت کند،بدیهی است که دیگر جای بحث باقی نمی ماند. مقاله حاضر،در
واقع،پاسخی است به تشکیک هایی درباره وجود نازنین حضرت رقیه (س) دخت گرامی امام حسین
علیه السلام:
1 -
صرفنظر از مقاتل معروفی که ازرقیه بعنوان دخترامام حسین(ع) نام برده اند،ماخذومنبع
معتبر و کهن تری که درضمن شرح جریانات عاشورا نامی ازرقیه به میان آورده، کتاب
مشهورلهوف نوشته محدث ومورخ ومحقق مشهور، سیدبن طاووس( ازعلمای قرن هفتم هجری قمری
یعنی حدود هشتصدسال پیش میباشد). سیدبن طاووس متولد589 هجری قمری( متولدقرن ششم
هجری قمری) ومتوفای664 هجری قمری ( متوفای
قرن هفتم هجری قمری) است که اطلاع و احاطه بسیار اوبه متون حدیثی وتاریخی اسلام وشیعه،
ممتازوچشمگیراست .
درلهوف
سیدبن طاووس چنین آمده است :
" حضرت سیدالشهداء (ع) ، وقتی که
شعرمعروف" یادهراف لک من خلیل " راایرادفرمود وزینب(س) واهل حرم علیهم
السلام فریادبه گریه وناله برداشتند،امام حسین(ع ) آنها را امربه صبرکرده ، فرمود
:
یااختاه
، یاام کلثوم و انت یازینب وانت یارقیه
وانت یافاطمه وانت یا رباب انظرن اذا انا قتلت فلاتشققن علی جیباولاتخمشن علی
وجهاولاتقلن علی هجرا " :
"
خواهرم ام کلثوم وتوای زینب وتوای رقیه وتو ای فاطمه وتو ای رباب، گوش کنید، زمانی
که من به شهادت رسیدم ، درمرگم ، گریبان چاک مسازید و صورتهایتان را باناخن نخراشید
وکلامی ناروا وبیهوده ( که موجب رضایت خداوند نباشد) برزبان نیاورید ."
نام
حضرت رقیه( سلام الله علیها) درجمله بالا درنسخه های کامل کتاب" لهوف" سیدبن
طاووس ، ذکرشده است. مطابق این نقل، نام حضرت رقیه(س) برزبان مبارک امام حسین(ع)
درکربلا، جاری شده است( کتاب لهوف سیدبن طاووس، ترجمه عباس عزیزی ، صفحه 116 ، انتشارات صلات ، چاپ عترت ، چاپ اول ، تاریخ
چاپ : زمستان 1380 هجری شمسی) .
2 - ابومخنف لوط ابن یحیی ( ازمورخان ومحدثان
قرن دوم هجری) متوفای 157هجری قمری، ازیاران امام باقر وامام صادق علیهماالسلام، درمقتل خود ( مقتل ابومخنف)وداع امام حسین (ع)
را آورده ودرآنجا هم نام" رقیه" را
ذکر نموده وخطاب حضرت به دخترش رقیه
( س) راتصریح کرده است ( مقتل ابی مخنف صفحه 171 و کتاب ریحانه کربلا تالیف
عبدالحسین نیشابوری صفحه 39) همچنین درکتاب "ینابیع الموده " تالیف
قندوزی حنفی( متوفای 1294 قمری) به نقل
ازمقتل ابومخنف , وداع سیدالشهداء (ع) باخواهران ودخترانش ازجمله حضرت رقیه ( س)
را آورده است ( ینابیع الموده جلد 2 صفحه
171 وکتاب ریحانه کربلا صفحه 56 ) و قندوزی
صاحب کتاب ینابیع الموده به نقل از مقتل ابی مخنف ، تصریح کرده است که امام حسین علیه السلام ، نام دخترش حضرت رقیه(
س) را درلحظه وداع ، برزبان شریفش جاری فرموده است. درتاریخ طبری هم نقل قولهایی
از این کتاب ( مقتل ابومخنف) شده است.
3 - نزدیک به 900 سال پیش ، " علی ابن ابی
القاسم بیهقی" ازعلمای شیعه، درکتاب خودبنام" لباب الانساب والالقاب
" نوشته:
"
امام حسین علیه السلام وقتی به قتل رسید، سه دختر از وی باقی مانده بود:"
فاطمه ، سکینه ورقیه" ( لباب الانساب جلد 1صفحه 355 وکتاب ریحانه کربلا تالیف
عبدالحسین نیشابوری صفحه 42)
4 - درکتاب " کامل بهایی " تالیف
" عمادالدین طبری " که
آنهم نزدیک 800 سال پیش نوشته شده، آمده
است :
"
جریان خرابه شام رخ داد ودخترک کوچک امام حسین، شبانه درخرابه، بهانه بابا راگرفت.
سربابا را برایش آوردند..." وجریان روضه حضرت رقیه( س) همراه با شهادتش
رادرکتابش ثبت کرده است.( کامل بهایی جلد2صفحه 179 و نیز کتاب ریحانه کربلا صفحات
19 و46
و 47 )
"
منم آن گنج الهی که به ویرانه نهانم
گرچه
طفلم به خدا بانوی ملک دوجهانم "
5 - یکی
دیگر ازکهن ترین وقدیمی ترین مدارکی که
نام حضرت رقیه بعنوان دخترامام حسین(ع) ذکرشده، قصیده "سیف بن عمیره نخعی"
ازشاگردان امام جعفرصادق(ع) وامام موسی بن جعفر(ع) است که دراین قصیده، به صراحت،
نام رقیه آن دردانه امام حسین(ع)، دردوجا نقل شده است .سیف بن عمیره نخعی کوفی،
دوامام همام ، حضرت امام جعفرصادق وحضرت امام موسی بن جعفرعلیهماالسلام را درک
کرده واز محضرشان، بهره های علمی فراوانی برده است وازراویان برجسته ومشهورشیعه میباشدورجال
شناسان بزرگ، همانندشیخ طوسی درفهرست ، نجاشی دررجال وعلامه حلی درخلاصه الاقوال،
ابن داود دررجال وعلامه مجلسی دروجیزه ، به وثاقت این محدث جلیل القدر، تصریح کرده
اند. ابن ندیم درفهرست خود، وی راازآن دسته ازمشایخ شیعه میشمارد که فقه را ازائمه
اطهار دریافت کرده اند.شیخ طوسی دررجال خویش، وی راصاحب کتابی میداند که درآن،
ازامام صادق(ع)، نقل روایت کرده است ومرحوم سیدبحرالعلوم، درالفوائدالرجالیه، لیستی
ازراویان حدیث همچون محمدبن ابی عمیرویونس بن عبدالرحمان را که ازوی روایت نقل
کرده اند را آورده است. سیف بن عمیره همچنین از جمله راویان زیارت عاشوراست که
قرائت آن درطول سال، از سنن رایج میان شیعیان میباشد.سیف بن عمیره دررثای سالارشهیدان،حضرت
امام حسین(ع)، قصیده ای دارد که درآن، ازحضرت رقیه،آن دردانه امام حسین (ع)،
دردوجا یادکرده است:
"
وسکینه علیها السکینه فارقت
لما
ابتدیت بفرقه وتغیر
ورقیه
رق الحسود لضعفها
وغدالیعذرها
الذی لم یعذر
ولام
کلثوم یجدجدیدها
لثم
عقیب دموعها لم یکرر
لم انسها
وسکینه ورقیه
یبکینه
بتحسر وتزفر
یدعون
امهم البتوله فاطما
دعوی
الحزین الوالح المتحیر
یا
امنا هذاالحسین مجدلا
ملغی
عفیرا مثل بدرمزهر
فی
تربها متعفرا ومضخما
جثمانه
بنجیع دم احمر
ظمآن
فارغ راسه جثمانه
عریان
مسلوب الردا والمنزر
یا
امنانوحی علیه وعولی
فی
قبرک المستور بین الاقبر
یاامنالوتعلمین
بحالنا
لرایت
ذاحال قبیح المنظر
اماالرجال
فموسر ومعفر
والمحصنات
ففی سبی وتشهر
وعبیدکم
سیف بن عمیره
عبد
لعبد عبیدحیدرقنبر" :
"آرامش
ازسکینه جداشد چونکه او ازامام خود جداگردید...حضرت رقیه کسی بود که حسودان برای
ضعف وناتوانیش دل سوزاندند.این عده درقیامت ، مجبوربه عذرخواهی ازاومیشوند هرچند
که هیچ عذری برای آنها وجودندارد...حضرت ام کلثوم نیز هرلحظه صورت اشک آلودش
راباپارچه ای پاک میکند ...من هیچگاه ام کلثوم وسکینه ورقیه را فراموش نمیکنم که
برای امام حسین، باآه وناله وحسرت، گریه میکردند...آنها مادرشان حضرت فاطمه سلام
الله علیها راباحال محزون وسرگردان وحیران صدامیزدند...آنها با مادرخودچنین میگفتند:
ای مادر،این حسین فرزند توست که همچون ماه روشن ، به روی خاک افتاده ودرخاک وخون،
غلطیده است...ای مادر، این حسین توست که باپیکری برهنه وپرخون درخاک افتاده وبه
خون بدنش سرخ گشته است...ای مادر، این حسین توست که دشمنان، اورابالب تشنه شهید
کردند وسرش راازبدنش جدانمودندوبدنش راعریان وبرهنه روی خاک، رها کردند...ای مادر
درمیان قبرت که درمیان قبرها مخفی ومستوراست، برای حسینت نوحه سرایی کن وفریادواویلاسربده...ای
مادر، اگربودی وازحال ماخبرداشتی، یقینا مارا باحال دلخراش ودیدگانی ناراحت کننده
میدیدی...ای مادر،مردان ما یا اسیرند ویادرخاک وخون غلطان میباشند وزنان مانیزدراسارت
ودرمعرض دیدمردم کوچه وبازارقرارگرفته اند...ای سادات وموالی من، سیف بن عمیره بنده
ی بنده غلام حیدر، قنبراست" " من غلام قنبرم ، قنبر غلام شاه دین
من
غلامت راغلامم یا امیرالمومنین"
"
من غلام فضه ام، فضه کنیز فاطمه
من کنیزت
را غلامم،ای جهان را قائمه ".
ضمنا
علامه سیدمحسن امین دراعیان الشیعه ج7 ص326 و سیدجوادشبر ازخطبای فاضل لبنان درادب
الطف اوشعرا الحسین جلدیک ص196 ونجاشی درکتاب رجال ص 189 به این جریان"رقیه " ازسیف ،
اشاره کرده اند و" سیف بن عمیره "را ازصحابی بزرگ امام صادق وامام کاظم
علیهماالسلام برشمرده ومعرفی نموده اند.
درکتاب
سه بانوی بهشتی، تالیف سیدجعفررفیعی،
"
پنجاه سند " درمورداثبات وجودنازنین حضرت رقیه بعنوان دخترامام حسین(ع)،
آمده وکتاب"ریحانه کربلا " تالیف
عبدالحسین نیشابوری هم دربردارنده 210 سنددردفاع ازشخصیت حضرت رقیه(س) بعنوان
دخترامام حسین (ع)میباشد و درکتاب" تحقیق وپژوهش درباره حضرت رقیه فرزندسیدالشهدا"
تالیف جعفرتبریزی نیز،مدارکی درخصوص وجودنازنین حضرت رقیه بعنوان دختر امام حسین(ع)،
موجودمیباشد...
بنابه
توضیحاتی که داده شد ، معلوم ومشخص گردید که سخن کسانیکه میگویند اصلا حضرت
رقیه ای وجودنداشته و امام حسین( ع) دختری بنام رقیه نداشته ویا اینکه عده دیگری ادعا مینمایند نام رقیه ،
ششصد سال قبل به اینطرف درکتابها ومقاتل
مطرح گردیده وقبل ازآن نبوده، سخن وادعای
نادرست وباطلی است و واقعییت ندارد و دارای
مبنای تاریخی و علمی و تحقیقی نمیباشد.
«الکلام
کثیر و الفرصت قلیل»
به همین
مختصر بسنده میکنم.
"
درخانه اگرکس است ، یک حرف ، بس است"
"
تو خود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل"
"مجملش
گفتم نکردم زان بیان
ورنه
هم لب ها بسوزد هم دهان"
"درنیابد
حال پخته هیچ خام"
"پس
سخن کوتاه باید والسلام"
"
شرح این هجران واین خون جگر
این زمان بگذار تاوقت دگر"
"
گیرم که رقیه نبود دخت پیمبر"
یک
دختر غربت زده سیلی زدنی نیست"
"
ابرسیلی است نقاب رخ همچون قمرمن
چادرعصمت
زهراست همانا به سرمن
زده
ازپنجه ی دل دخت علی شانه به مویم
جای
گلبوسه زهراوحسین است به رویم"
"
پای تاسر همه آئینه زهراست وجودم
شاهدم
این قد خم گشته واین روی کبودم"
"
یامحمدیاعلی یا زهرا یا حسن یاحسین یازینب یارباب یاسکینه یارقیه "
"
یامولاتی یارقیه اغیثینی"
"
یاعلی مدد"
"یارقیه
مدد"
بسْمِ
اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلسَّلامُ
عَلَیکِ یا سَیدَتَنـا رُقَیةَ، عَلَیکِ التَّحِیةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ
وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یـا
بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِی بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا
بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا
بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ
یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ
عَلَیکِ یا بِنْتَ الْحُسَینِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الصِّدّیقَةُ
الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الرَّضِیةُ الْمَرْضِیةُ، اَلسَّلامُ
عَلَیکِ اَیتُهَا التَّقیةُ النَّقیةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الزَّکِیةُ
الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ اَیتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیةُ، صَلَّى
اللهُ عَلَیکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ
فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى
الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ
تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.