کد خبر: 18399
1405/02/29 - 10:34


توهمِ شکست یا غرورِ پیروزی

یادداشت/ محمدمهدی شجاعی – پژوهشگر حکمرانی و مطالعات راهبردی

پایگاه خبری صدای زنجان

پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ در تاریخِ سیاست، ملت‌هایی باقی مانده‌اند که میانِ «احساسِ پیروزی» و «ضرورتِ تداومِ آمادگی» تمایز قائل شده‌اند. خطای بسیاری از دولت‌ها آن بوده است که پایانِ یک درگیری را پایانِ خصومت پنداشته‌اند؛ حال آن‌که در منطقِ قدرت‌های بزرگ، جنگ صرفاً تغییرِ شکل می‌دهد، نه پایان. آتش ممکن است خاموش شود، اما اراده‌ی سلطه، خاکسترِ خود را حفظ می‌کند.

آنچه امروز در برابرِ ایران قرار دارد، نه صرفاً یک وضعیتِ دیپلماتیک، بلکه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از نزاع است؛ مرحله‌ای که در آن، میدانِ نبرد از آسمان و زمین، به ذهن‌ها، محاسبات، اقتصاد، افکار عمومی و ساختارِ تصمیم منتقل می‌شود. آنان که گمان می‌کنند جهانِ غرب، به‌ویژه آمریکا، از سرِ اخلاق یا انصاف به سمتِ توافق حرکت می‌کند، هنوز ماهیتِ سیاستِ بین‌الملل را درنیافته‌اند. در این دستگاهِ فکری، «تعهد» تا جایی محترم است که با منافعِ قدرت تعارض پیدا نکند.

تجربه‌ی تاریخیِ معاصر نیز مؤیدِ همین حقیقت است. کشوری که با امضای رسمیِ رئیس‌جمهورِ خود توافقی بین‌المللی را پذیرفت، همان کشور، با تغییرِ دولت، بی‌هیچ التزامِ اخلاقی یا حقوقی، از آن خارج شد و حتی تحریم‌هایی فراتر از گذشته اعمال کرد. این صرفاً یک رفتارِ سیاسی نبود؛ تجلیِ نوعی جهان‌بینی بود که در آن، عهد، تابعِ منفعت است و قواعد، تا جایی اعتبار دارند که مانعِ اراده‌ی سلطه نشوند.

از همین‌رو، خطاست اگر تصور شود که احتمالِ بازگشتِ تنش یا حتی وقوعِ مجددِ جنگ، امری منتفی است. منطقه‌ی ما همچنان بر لبه‌ی آشوب ایستاده و ساختارِ قدرتِ جهانی نیز در حالِ گذار است. در دورانِ گذار، قدرت‌های بزرگ معمولاً برای جلوگیری از افولِ موقعیتِ خود، رفتارهایی تهاجمی‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر اتخاذ می‌کنند. آمریکا امروز بیش از هر زمانِ دیگر، با بحرانِ فرسایشِ اقتدار مواجه است؛ و تاریخ نشان داده است که امپراتوری‌های مضطرب، خطرناک‌تر از امپراتوری‌های مطمئن‌اند.

اما در چنین شرایطی، آنچه برای ایران تعیین‌کننده است، نه غلبه‌ی هیجان، بلکه استقرارِ عقلانیتِ راهبردی است. کشور نمی‌تواند اسیرِ دو قرائتِ افراطی شود؛ نه آن نگاهِ ساده‌اندیشانه‌ای که مذاکره را معجزه‌ی حلِ همه‌چیز می‌داند و نه آن قرائتِ تصلب‌گرا که هرگونه دیپلماسی را نشانه‌ی ضعف تلقی می‌کند. سیاستِ عاقلانه، نه تسلیم در برابرِ فشار است و نه انکارِ واقعیتِ موازنه‌ی قوا؛ بلکه هنرِ حفظِ اصول، در دلِ پیچیده‌ترین شرایطِ ممکن است.

مذاکره، اگر در خدمتِ تقویتِ قدرتِ ملی باشد، بخشی از هندسه‌ی اقتدار است؛ اما اگر به امیدِ تغییرِ ماهیتِ طرفِ مقابل صورت گیرد، به خطایی پرهزینه بدل خواهد شد. آمریکا را باید همان‌گونه فهمید که هست، نه آن‌گونه که برخی مایل‌اند تصور کنند. مسئله فقط اختلافِ منافع نیست؛ مسئله، نوعی ذهنیتِ تاریخیِ برتری‌طلبانه است که هنوز جهان را از منظرِ «حقِ مداخله» می‌بیند. آنان خواهانِ ایرانِ ضعیف، وابسته و قابلِ کنترل‌اند؛ زیرا ایرانِ مستقل، صرفاً یک کشور نیست، بلکه اختلالی در نظمِ مطلوبِ آنان است.

در این میان، خطرِ بزرگ‌تر برای هر کشوری، نه تهدیدِ بیرونی، بلکه فرسایشِ درونیِ قدرتِ ادراک است. ملت‌ها زمانی آسیب‌پذیر می‌شوند که یا دچارِ توهمِ شکست شوند یا اسیرِ غرورِ پیروزی. اولی، اراده‌ی مقاومت را می‌فرساید و دومی، هوشیاریِ تاریخی را از میان می‌برد. ایران، امروز بیش از هر زمان، نیازمندِ نوعی «بلوغِ تمدنی» در فهمِ سیاست است؛ فهمی که بداند امنیتِ پایدار، محصولِ ترکیبِ قدرتِ دفاعی، انسجامِ اجتماعی، عقلانیتِ اقتصادی و دیپلماسیِ هوشمند است.

واقعیت آن است که جهان واردِ عصرِ جدیدی از بی‌ثباتی شده است. در چنین جهانی، کشورهایی باقی خواهند ماند که بتوانند میانِ «اقتدار» و «انعطاف»، نسبتی متوازن برقرار کنند. نه انفعال، بقاء می‌آورد و نه ماجراجوییِ بی‌محاسبه. آنچه ضامنِ عبورِ ایران از این مرحله خواهد بود، حکمتِ تدبیر است؛ همان عقلی که تهدید را می‌بیند، اما مرعوب نمی‌شود؛ مذاکره می‌کند، اما فریب نمی‌خورد؛ و صلح می‌خواهد، اما برای جنگ نیز آماده می‌ماند.

شاید مهم‌ترین درسِ روزگارِ ما همین باشد:

در جهانی که پیمان‌ها می‌توانند با یک امضا شکسته شوند، ملت‌ها تنها بر ستونِ قدرتِ درونیِ خویش تکیه می‌کنند.

اقدام کننده: مسئول تحریریه

صدای زنجانپیروزیبلوغِ تمدنیجنگ
sedayezanjannews.ir/nx18399


درباره ما تماس با ما آرشیو اخبار آرشیو روزنامه گزارش تصویری تبلیغات در سایت

«من برنامه نویس هستم» «بهار 1398»