پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ گاهی یک متن، حامل لحظهای
از تاریخ میشود؛ لحظهای که در آن یک ملت باید میان اضطراب و امید، میان فقدان و استمرار،
معنایی تازه برای مسیر خود پیدا کند.
پیام اخیر حضرت آیتالله
العظمی السید مجتبی الحسینی الخامنهای از همین جنس است.
این پیام با آیهای کوتاه
اما پرمعنا آغاز میشود:
«ما ننسخ من آیةٍ او ننسها نأت بخیرٍ منها
او مثلها.»
در سنت اسلامی، «آیه» فقط
یک نشانه در متن مقدس نیست؛ تاریخ نیز میتواند آیه باشد. ملتها نیز میتوانند آیه
باشند. حتی فقدانها نیز میتوانند آیه باشند. معنای این آیه ساده اما عمیق است: در
تاریخ، هیچ فقدانی لزوماً پایان یک معنا نیست. گاه یک نشانه کنار میرود تا نشانهای
دیگر آشکار شود.
پیام با همین نگاه نوشته
شده است؛ نگاهی که تلاش میکند یک لحظه دشوار تاریخی را به افقی بزرگتر پیوند بزند.
نخستین چیزی که در این متن
جلب توجه میکند، لحن آن است. در جهانی که سیاست اغلب با اعتماد به نفسهای اغراقآمیز
و ادبیات قدرت بیان میشود، این پیام با نوعی تواضع تاریخی آغاز میشود. سخن از دشواری
نشستن بر جایگاهی است که پیش از آن، شخصیتهایی با دههها مجاهدت و رهبری بر آن تکیه
زدهاند.
در این نگاه، قدرت نه یک
امتیاز شخصی، بلکه یک امانت تاریخی است.
اما محور اصلی پیام جایی
دیگر است: مردم.
در بسیاری از نظامهای سیاسی،
مردم تنها در زمان انتخابات به یاد آورده میشوند. در این متن اما مردم به عنوان سرچشمه
واقعی قدرت معرفی میشوند. عباراتی که بر نقش مردم در حفظ اقتدار کشور تأکید میکند،
در واقع بازتعریف مفهومی از جمهوریت است؛ جمهوریتی که نه صرفاً یک سازوکار حقوقی، بلکه
نوعی سرمایه اجتماعی و اخلاقی است.
در چنین نگاهی، قدرت سیاسی
تنها در نهادها تولید نمیشود؛ در اعتماد و حضور جامعه تولید میشود.
بخش دیگری از پیام به میدان
منطقهای میپردازد. در اینجا تصویری از نظمی منطقهای ارائه میشود که در آن بازیگران
مختلفی در قالب آنچه «جبهه مقاومت» نامیده میشود به یکدیگر پیوند خوردهاند. در این
روایت، ایران صرفاً یک دولت نیست؛ نقطه اتصال منظومهای از نیروهای سیاسی و اجتماعی
است که در برابر نظم مسلط منطقهای ایستادهاند.
در ادبیات روابط بینالملل،
چنین ساختاری را میتوان نوعی شبکه فراملی قدرت توصیف کرد؛ شبکهای که در آن دولتها
و بازیگران غیر دولتی در قالب یک منظومه راهبردی مشترک عمل میکنند.
اما شاید مهمترین ویژگی
این پیام در پیوند میان معنویت و سیاست نهفته باشد.
در متن از صبر، توکل و توسل
سخن گفته میشود؛ مفاهیمی که ریشه در سنت معنوی اسلام دارند. اما در همان حال، سخن
از رسیدگی به آسیبدیدگان جنگ، جبران خسارتها و پاسخ به تهدیدهای خارجی نیز به میان
میآید. این ترکیب نشان میدهد که در این نگاه، معنویت جایگزین سیاست نیست؛ بلکه افق
اخلاقی آن است.
برای من، خواندن این پیام
تنها خواندن یک متن سیاسی نبود.
بیش از هشت سال از زندگی
علمی من در فضای درسی و فکری حضرت آیتالله العظمی السید مجتبی الحسینی الخامنهای
گذشته است. در آن سالها، سیاست نه به عنوان تکنیک قدرت، بلکه به عنوان امتداد مسئولیت
اخلاقی در برابر جامعه فهم میشد.
در چنین فضایی، رابطه استاد
و شاگرد تنها انتقال دانش نبود. نوعی تربیت فکری در جریان بود؛ تربیتی که سیاست را
در پیوند با ایمان، مسئولیت و تاریخ میفهمید.
از همین رو، لحن این پیام
برای من آشناست. این صرفاً یک بیانیه سیاسی نیست؛ ادامه همان دستگاه فکری است که سالها
در حلقههای علمی پیرامون ایشان شکل گرفته است.
پیامی که میکوشد به سه پرسش
پاسخ دهد:
چگونه یک ملت با فقدان رهبران
تاریخی مواجه میشود؟
چگونه در شرایط تهدید خارجی
انسجام اجتماعی حفظ میشود؟
و چگونه ایمان دینی میتواند
به نیرویی برای تابآوری سیاسی تبدیل شود؟
پاسخی که در متن ارائه میشود،
در عین سادگی عمیق است:
ایمان، وحدت و مقاومت.
در روزگار ابتلاء، ملتها
بیش از هر زمان دیگری به چنین روایتهایی نیاز دارند؛ روایتهایی که رنج را به یأس
تبدیل نکنند، بلکه آن را به نیرویی برای ادامه مسیر بدل سازند.
تاریخ نشان داده است که ملتها
تنها با قدرت نظامی یا اقتصادی از بحرانها عبور نمیکنند. آنچه آنان را از فروپاشی
حفظ میکند، تواناییشان در معنا دادن به رنجهای خود است.
شاید مهمترین پیام این متن
همین باشد:
تاریخ تنها با قدرت ادامه
نمییابد؛
با معنا ادامه مییابد.
و ملتهایی که بتوانند برای
لحظات سخت خود معنا بیافرینند، از طوفانهای تاریخ عبور خواهند کرد.
محمدمهدی شجاعی
پژوهشگر حکمرانی و مطالعات راهبردی
از شاگردان علمی حضرت آیتالله العظمی السید مجتبی الحسینی الخامنهای