پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ در سال
های پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال 1404 به گونه ای متفاوت رقم خورد، سالی که مثل
روال 37 سال گذشته با پیام نوروزی رهبر انقلاب شروع شد اما باورکردنی نبود که پیام
نوروزی امام شهید آخرین پیام نوروزی ایشان باشد. کسی از شهادت فرماندهان عالی رتبه
نظامی و چهره های علمی و مردم عادی در یک روز بهاری خبر نداشت. مگر امکان داشت اسرائیل
جرئت پیدا کند به حریم هوایی ایران تجاوز کند یا آمریکا مستقیما تاسیسات هسته ای ایران
را مورد حمله قرار دهد. سال 1404 آبستن همه
این حوادث بود، جنگ دوازده روزه در حین مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا آغاز شد،
به امید آنکه مردم معترض به مشکلات اقتصادی که اعتراض شان حاصل عملکرد دولت های مختلف
می باشد، با متجاوزان همراهی کنند. اما مشخص شد مردم خاک را با اندیشه های ناپاک متجاوزان
غیرمتمدن به این سرزمین متمدن عوض نمی کنند. در ادامه آتش بس شد ، اما شکستنی تر از
هر آتش بسی. دوباره مذاکرات آغاز شد با چاشنی اعتراضات و اغتشاشات دیماه . در بحبوبه
حوادث دیماه سلاح گرم و سرد جان هزاران نفر از مردم بیگناه را گرفت. اموال مردم و اموال
حکومتی آسیب دید اما ظاهراً خاموش شد تا آتش زیر خاکستر باشد برای شروع جنگی دیگر.
کم کم
زمزمه های جنگ دوباره به گوش رسید تا جایی که تهدید عالی ترین مقام کشور علنی تر از
هر زمان دیگری در داخل و خارج از کشور قوت گرفت . گویا سناریوی دشمن، آغاز حمله مجدد
با حذف رهبری نظام، ورود گروهک های معاند به کشور و همراهی مردم با متجاوزان بود!!
این مردم به تعبیری مردم معترض به حکومت با اندیشه اصلاح بودند و به تعبیر دیگر مردم
خوش خیال به تغییر رژیم با محوریت سلطنت طلبان و رویا پردازی تجزیه طلبان و منافقین.
روز نهم
اسفند اولین مرحله و اصلی ترین مرحله سناریو اتفاق افتاد و رهبر معظم انقلاب اسلامی
به شهادت رسید و طبق دکترین ترامپ و نتانیاهو کار باید تمام میشد، شبیه آنچه که در
سوریه و عراق و لیبی اتفاق افتاد. اما ورق برگشت و دنیا مات و مبهوت شد از مبعوث شدن
یک ملت. حکومت، رهبر نداشت اما هیچ نشانه ای از تسلیم شدن ملک و ملت مشاهده نمی شد،
فرماندهان نظامی به شهادت رسیده بودند اما جنگ منطقه ای با قدرت و با حمله به پایگاههای
هدف در کشورهای منطقه آغاز گردید و با قدرت ویرانگر ادامه پیدا کرد. در این بین اما
دوام حاکمیت علاوه بر نقش بی بدیل ولایت فقیه، قدرت نظامی و مدیریت قوای سه گانه عامل
دیگری هم داشت که سناریو پردازان از شناخت واقعی آن غافل بودند، عاملی به نام مردم.
مردمی که سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین پیام خود خطاب به ایشان فرمودند:
این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن
را ضمانت کردید.
اگر قدرت
شما در صحنه حاضر نشود نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها
خدمت به مردم است کارائی لازم را نخواهد داشت.
چقدر متفاوت
اند مردم ایران که در بزنگاههای تاریخی تاریخ ساز می شوند. این مردم همان مردم معترض
هستند، همان مردمی که گشت ارشاد دیده اند، عفاف و حجابشان زیره بین قانونی و اجتماعی
و آمران به معروف و ناهیان از منکر قرار گرفته، بی عدالتی دیده اند، رانت و تبعیض و
فساد اقتصادی دیده اند، کاهش قدرت پول ملی را دیده اند، تورم، بیکاری و رکود را لمس
کرده اند، شعار شنیده اند اما عمل به شعار را ندیده اند. هر یک از این اتفاقات برای
بی تفاوتی مردم به جنگ کافی بود اما این مردم نشان دادند که ریشه دارند، تعصب و غیرت
دارند، اعتقاد دارند، تمدن هزار ساله دارند و بهتر از مردم حجاز در عهد پیامبر و مردم
کوفه در عهد علی (ع) هستند.
این مردم
نشان دادند که در مقابل دشمن خون می دهند اما خانه نه، جان می دهند اما جا نه، تنشان
را به خاک می سپارند اما خاکشان را به دشمن نه، غمگین می شوند اما دشمن شاد نه. این
مردم هیچگاه اهل سازش با دشمن خارجی نیستند.
چه خوبند
این مردم که با بال ولایت و شهادت اوج می گیرند تا الگوی کشورهای استقلال طلب باشند.
نکته مهم
دیگر در پیام رهبر معظم انقلاب این بود که از جمله هنرهای رهبر شهید و سلف کبیر ایشان،
وارد کردن مردم در همه عرصه ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل
تکیه بر نیروی آنان بود.
این یعنی
رمز پایداری و استقامت کشور، پشتیبانی مردم از ولایت فقیه است و تا این پشتیبانی وجود
دارد به کشور آسیبی نخواهد رسید.
دیر یا
زود این جنگ تمام خواهد شد و همه شواهد حکایت از شکست هیمنه پوشالی دشمن و روسیاهی
کشورهایی است که پایگاه و پناهگاه دشمن شدند.
امیدواریم
با تدبیر رهبری و میدان داری مردم و نیروهای مسلح پایان سریع جنگ به نفع کشور اتفاق
افتد تا آرامش دوباره به شهرهای کشور و زندگی مردم بازگردد چرا که جدای از همه اتفاقات
و دلایل داخلی و خارجی شروع و ادامه جنگ، هزینه اصلی آن برعهده مردمی است که خانه و
کاشانه و جانشان را در جنگ از دست می دهند.
پس از
پایان جنگ باید سیاست حاکمیت و دولت خدمت واقعی به مردم باشد، خدمتی در تراز مردم ولایی
. آنچه که در سند چشم انداز، برنامه های پنج ساله و سایر قوانین ریز و درشت به نام
مردم مصوب گردید خیلی به کام مردم نشد. پس باید سال 1405 سرآغاز فصلی نوین در حکمرانی
مردم پایه باشد. سیاست های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید در خدمت به مردم و در شان
مردمی باشد که نمونه مشابه ای در هیچ جای دنیا ندارند.
رفاه حداکثری،
اشتغال، مسکن ، بهداشت و تحصیلات آحاد مردم باید در جهت ایده آل هایی باشد که در قانون
اساسی ترسیم شده است. تورم باید مهار گردد، قدرت پول ملی باید افزایش پیدا کند و با
فساد و رانت اقتصادی مقابله جدی شود. فرمان 8 ماده ای رهبر شهید در مبارزه با فساد
که 24 سال از صدور آن می گذرد به شکل واقعی جامعه عمل بپوشد، و اقتصاد به معنای واقعی
مردمی سازی گردد. بیانیه گام دوم انقلاب در مسیر برقراری عدالت و مبارزه با فساد سرلوحه
کارگزاران نظام قرار بگیرد چرا که طبق این بیانیه شرط مشروعیت مسئولین نظام طهارت اقتصادی
است و چه بهتر که مفسدان اقتصادی هم سرباز اسرائیلی تلقی شوند.
فراموش نکنیم در شرایط جنگی و در حوادثی که مردم
تعیین کننده هستند همه مردم با هر سلیقه و پوشش و رفتار اجتماعی از نگاه دوربین ها
دور نمی مانند و ایرانی بودنشان و وطن دوستی شان به جهان مخابره می شود، پس شایسته
این مردم نیست که دوربین ها بعضی از آنان را در شرایط عادی فراموش کنند چرا که کشور
ایران متعلق به همه ایرانیان است.
و سخن
آخر اینکه چو ایران نباشد تن من مباد بدین
مرز و بوم جمله یک تن مباد.