کد خبر: 17902
1405/01/02 - 19:43


لاریجانی؛ شهودِ سیاسی در محضر صدرالمتألهین

محمد مهدی شجاعی- پژوهشگر حکمرانی و مطالعات راهبردی

پایگاه خبری صدای زنجان

پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ در تاریخ اندیشه، فیلسوفان ندرتاً ردای سیاست بر تن کرده‌اند و سیاستمداران، کمتر مجالی برای زیست در ساحتِ حکمت یافته‌اند. اما شهادت مظلومانه دکتر علی لاریجانی، ما را با حقیقتی تلخ و در عین حال شکوهمند روبرو کرد: او تجسمِ معاصرِ «حکمت متعالیه» در میدانِ عمل بود. اگر «صدرالمتألهین» شیرازی، انقلابِ بزرگی در پیوند میان عقل، عرفان و وحی ایجاد کرد، لاریجانی کوشید تا این «نظمِ نوینِ فکری» را در ساختارِ «نظمِ سیاسی» ایران جاری کند. شلیک به او، شلیک به کالبدی بود که «حرکت جوهری» خود را در مسیر اعتلای تمدنیِ ایران به کمال رسانده بود.

۱. سیاست به مثابه «حرکت جوهری»

در نگاه صدرالمتألهین، هستی در سیلانی مدام به سوی کمال است. لاریجانی سیاست را نه امری ایستا و نه بازیِ قدرت در خلأ، بلکه بخشی از همین «حرکت جوهری» می‌دید. او به عنوان شاگرد مکتب حکمت، معتقد بود که سیاستمدار باید همگام با تحولات زمانه، هویت و کنش خود را ارتقا دهد بدون آنکه از ثباتِ «اصلِ وجود» (آرمان‌های اصیل) خارج شود. او در طول دهه‌های متمادی، از ریاست صداوسیما تا ریاست مجلس و مأموریت‌های حساس دیپلماتیک، نشان داد که می‌توان میان «ثباتِ در مبانی» و «تحول در روش‌ها» پیوندی صدرایی برقرار کرد. شهادت او، نقطه‌ی اوجِ این حرکت استکمالی بود؛ خروجیِ منطقیِ یک زندگی که در آن، «فکر» و «فعل» به مقام اتحاد رسیدند.

۲. لاریجانی و حکمرانی بر مدار «اسفار اربعه»

او سیاستمداری بود که گویی «سفرهای چهارگانه‌ی» ملاصدرا را در ساحتِ عمومی طی می‌کرد. «سفر از خلق به حق» برای لاریجانی، همان بازگشت به اصول عقلانی و اخلاقی در میانه هیاهوهای جناحی بود. او در «سفر از حق به خلق با حق»، می‌کوشید تا قوانین و تصمیمات کلان ملی را با ترازویِ مصلحتِ حکیمانه بسنجد. لاریجانی نماینده‌ی عقلانیتی بود که از «کثرتِ» منافعِ زودگذر می‌گذشت تا به «وحدتِ» منافع ملی دست یابد. دشمن، دقیقاً همین «جامعیت» را نشانه رفت؛ آن‌ها از کسی می‌ترسیدند که می‌توانست پیچیده‌ترین بحران‌های بین‌المللی را با ابزارِ «استدلالِ برهانی» و «دیپلماسیِ حکیمانه» به نفع تمدن ایرانی حل و فصل کند.

۳. تقابل «حکمتِ اشراقی» و «شقاوتِ صهیونی»

ترور لاریجانی توسط رژیم بی مایه صهیونیستی و آمریکا، بازخوانیِ مدرنِ تقابلِ «نور» و «ظلمت» در حکمت اشراق است. آن‌ها که در بن‌بست‌های راهبردی خود، توانِ تقابل با «عقلانیتِ صدراییِ» نهفته در کلام و تدبیرِ او را نداشتند، به بدوی‌ترین شکلِ حذف روی آوردند. این دشمنی، نه با یک فرد، بلکه با یک «سنتِ فکری» است؛ سنتی که معتقد است ایران می‌تواند مدرنیته را با حکمت، و سیاست را با معنویت پیوند بزند. لاریجانی با تکیه بر «اصالتِ وجود»، به سیاستِ ایران وزن و وقار بخشیده بود و دشمن با حذف او، به خیال باطل خود می‌خواست ایران را به سوی «اصالتِ عدم» و بی‌ثباتی سوق دهد.

۴. میراثِ فیلسوف سیاستمدار

شهید لاریجانی به ما آموخت که سیاستمدارِ ترازِ جمهوری اسلامی، باید پیش از هر چیز، «مؤله» (الهی شده) باشد؛ یعنی کسی که قدرت را نه برای خود، بلکه به مثابه ظلّی از قدرت الهی برای خدمت به خلق می‌بیند. او در برابر تندخویی‌ها، با حلمِ حکیمانه ایستاد و در برابر تهدیدهای خارجی، با صلابتِ فیلسوفانه سخن گفت. روزنامه ها، جراید و تریبون‌های اندیشه‌ورز، امروز وظیفه دارند تبیین کنند که لاریجانی چگونه «حکمت متعالیه» را از حجره‌های فلسفه به صحنِ علنی مجلس و میزهای مذاکره آورد.

فرجام سخن آن که؛

نام علی لاریجانی در کنار بزرگانی چون مطهری و بهشتی، به عنوان میراث‌دارانِ صدرالمتألهین در عصر انقلاب، جاودانه شد. اگرچه دشمن با شقاوتِ تمام، نعمتی فکری را از ما گرفت، اما «خونِ حکیم»، جوهرِ بیداریِ یک تمدن است. لاریجانی با شهادتش ثابت کرد که «عقلانیتِ سیاسی» در ایران، ریشه‌ای چنان عمیق در خاکِ حکمت دارد که با هیچ طوفانی از بن برنمی‌کند. راه او، راهِ غلبه‌ی «برهان» بر «زور» و «حکمت» بر «جهل» است؛ راهی که تا رسیدن به قله‌های تمدنِ نوین اسلامی، پررهرو خواهد ماند.

اقدام کننده: مسئول تحریریه

صدای زنجانلاریجانیجنگنظام
sedayezanjannews.ir/nx17902


درباره ما تماس با ما آرشیو اخبار آرشیو روزنامه گزارش تصویری تبلیغات در سایت

«من برنامه نویس هستم» «بهار 1398»