کد خبر: 19224
1405/05/22 - 13:16


از دود کش سرب و روی تا گنبد سلطانیه و معبد اژدها

روایت اولویت های وارونه و وعده‌های فرسوده

یادداشت/ سعید مالکی

پایگاه خبری صدای زنجان

پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ امروز فرصتی دوباره دست داد تا سری به سلطانیه بزنم، در کنارش قیدار نبی را زیارت کنم و از شاه‌بلاغی و معبد تاریخی داش‌کسن هم دیدن کنم؛ سلطانیه همان جایی که گنبد فیروزه‌ای‌اش قرن‌هاست از دور و نزدیک، چشم هر رهگذری را به خود خیره می‌کند. آخرین باری که به اینجا آمده بودم، مهمانانی از باکو را همراهی می‌کردم که مهمان ایربکو بودند و می‌خواستند شکوه معماری ایلخانی را از نزدیک ببینند. با جرات می‌گویم وضعیت آن روز، به مراتب از وضعیت امروز بهتر بود. آن زمان حداقل درِ گنبد به روی بازدیدکنندگان باز بود و می‌شد عظمت این میراث جهانی را نفس کشید. اما امروز، با چشمانی که باور نمی‌کرد، دیدم که بازدید از داخل مجموعه را به بهانه‌ی رحلت رسول اکرم (ص) تعطیل کرده‌اند!

 یعنی در روزی که خانواده‌ها، جوانان و گردشگران خارجی می‌توانستند از این شاهکار تاریخی دیدن کنند و گردش مالی و فرهنگی را به منطقه هدیه دهند، درِ بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جاذبه‌ی گردشگری استان را بستند. این تصمیم، بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ی تعظیم شعائر باشد، از نگاه کوتاه‌مدت، بی‌برنامگی، تنگ‌نظری و ذهنیت بسته‌ی متولیان حکایت دارد. این تعطیلی، تنها یک اشتباه مدیریتی نیست؛ بلکه یکی از نشانه‌های سیلی محکمی است که هر سال بر پیکر صنعت گردشگری استان زده می‌شود؛ صنعتی که با وعده‌هایی از توسعه، اما در عمل با بی‌تدبیری‌هایی از این دست، فرصت‌های طلایی خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد.

از وضعیت فاجعه‌بار محوطه و مبلمان پیرامون گنبد که داستان غم‌انگیز دیگری‌ست آغاز می‌کنم؛ آلاچیق‌های تخریب‌شده، نیمکت‌های شکسته و چمن‌هایی که روزگاری محل نشستن خانواده‌ها بود، اکنون به علف‌های هرز و خاک تبدیل شده‌اند. 

این در حالی است که گنبد سلطانیه، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گنبدهای آجری جهان و سومین گنبد تاریخی از نظر ارتفاع پس از کلیسای سانتا ماریا در ایتالیا و ایاصوفیه در ترکیه، نه فقط یک اثر تاریخی، بلکه برندی جهانی برای ایران و به‌ویژه استان زنجان محسوب می‌شود. این بنا که در سال ۲۰۰۵ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، سالانه می‌تواند ده‌ها هزار گردشگر داخلی و خارجی را جذب کند و به موتور محرکه‌ی اقتصاد و اشتغال استان تبدیل شود. مدیر پایگاه جهانی گنبد سلطانیه نیز به‌درستی بر این نکته تأکید دارد که این اثر، فرصتی بی‌بدیل برای توسعه‌ی پایدار گردشگری استان است و متأسفانه هنوز برخی مسئولان شهری، اهمیت واقعی آن را درک نکرده و گاهی آن را مانعی برای توسعه می‌دانند. اما آیا تعطیلی‌های بی‌برنامه، رسیدگی نکردن به محوطه و رها کردن بنا به دست فراموشی، نشان از درک همین فرصت‌هاست؟

و اینجا پرسش کلیدی و تلخ مطرح می‌شود: یعنی توسعه‌ای که ریه‌هایش آکنده از سرب و روی باشد، برای برخی مدیران محترم ارجحیت دارد بر توسعه‌ای سبز، پایدار و پاکیزه‌ی مبتنی بر گردشگری و میراث فرهنگی؟! اگر یک صدم از آن همراهی و حمایت بی‌دریغی که نصیب صنایع آلاینده‌ای چون سرب و روی شده است، به صنعت گردشگری و میراث‌فرهنگی استان اختصاص می‌یافت، آیا خروجی آن بدتر و ناامیدکننده‌تر از وضعیت اسفبار امروز این صنایع بود؟! ( یادداشت نمی خواهد اهمیت راهبردی و مهم صنعت و به خصوص صنعت سرب و روی را با حفظ استانداردهای زیست محیطی نادیده بگیرد) اما آیا گنبد سلطانیه، که نام ایران را بر تارک یونسکو نشانده، سزاوار کم‌تر از کارخانه‌ای است که دودش شهر را فراگرفته؟! پاسخ این سؤال‌ها، میزان بلوغ و نگاه راهبردی مدیران این استان را به‌روشنی افشا می‌کند و نشان می‌دهد که کجای مسیر، اولویت‌ها به‌اشتباه رفته و سرمایه‌های تمام‌نشدنی تاریخی و طبیعی، فدای منافع کوتاه‌مدت و بعضاً آلاینده‌ای شده‌اند که نه تنها رونقی پایدار برای استان به ارمغان نیاورده، بلکه چهره‌ی آن را نیز مخدوش کرده‌اند. 

به این اضافه کنید وضعیت مهم‌ترین مکان تفریحی مرکز استان را که دیگر نه یک مکان تفریحی که شبیه به خرابه‌ای متروک و بی‌روح شده است؛ از مجموعه‌ی تفریحی "اِل‌داغی" در دامنه‌ی کوه گاوازنگ تا خود گاوازنگ. جایی که زمانی پاتوق اصلی زنجانی‌ها و گردشگران برای فرار از شلوغی شهر و لذت بردن از طبیعت کوهستانی، چشم‌اندازهای بکر و امکاناتی مانند پیست اسکیت، دوچرخه‌سواری، سد خاکی با قایق‌های پدالی و آمفی‌تئاتر بزرگ بود، اکنون حال و روز خوشی ندارد. 

طبق گزارش‌ها، مجموعه‌ی گاوازنگ با مشکلات مزمنی دست‌وپنجه نرم می‌کند که قدمت برخی از آن‌ها به سی سال پیش بازمی‌گردد: اسکان غیررسمی در سایت گردشگری، معارضان ملکی، نداشتن زیرساخت‌های مناسب مانند آب و برق کافی و بلاتکلیفی در واگذاری مسئولیت آن به شهرداری، همه دست به دست هم داده‌اند تا این مجموعه را به محلی متروک و ناامن تبدیل کنند. حالا بوی بلال و سیب‌زمینی که از دکه‌ها بلند می‌شد و خاطره‌ی عصرهای خنک زنجان را تداعی می‌کرد، جای خود را به غبار بی‌توجهی، زنگار ناامیدی و وعده‌های توخالی داده است که هر سال تکرار می‌شوند و هر سال هم به بایگانی تاریخ می‌پیوندند. 

این در حالی است که در گذشته برنامه‌هایی برای ساخت هتل پنج‌ستاره، رستوران گردان و تله‌کابین در این منطقه مطرح بود، اما هیچ‌کدام عملی نشد و وعده‌ها روی زمین ماند.

یادآوری کنم که تاریخ مصوبه‌ی ساخت تله‌کابین در منطقه‌ی گاوازنگ به دور اول ریاست‌جمهوری سید محمد خاتمی بر می‌گردد؛ یعنی بیش از بیست و پنج سال پیش. از آن زمان تا امروز، چندین دولت روی کار آمده و رفته‌اند، ده‌ها جلسه و کارگروه تشکیل شده، بودجه‌هایی در سطوح استانی و ملی تصویب و حتی برخی تخصیص یافته، اما گاوازنگ همچنان در انتظار همان تله‌کابینی است که قرار بود نفس تازه‌ای به پیکر گردشگری استان بدمد. 

این تأخیر بیست‌وپنج‌ساله، دیگر یک کوتاهی ساده نیست؛ نشانه‌ی آشکار نبود اراده‌ی جمعی، فقدان پیگیری مستمر و غلبه‌ی منافع کوتاه‌مدت بر توسعه‌ی پایدار است. وقتی پروژه‌ای با این قدمت و این تأثیرگذاری بالقوه، پس از ربع قرن همچنان در هاله‌ای از ابهام و بلاتکلیفی باقی می‌ماند، باید پرسید که آیا واقعاً دغدغه‌ای برای رونق گردشگری زنجان وجود دارد یا این وعده‌ها تنها پاسکاری سیاسی میان دوره‌های مختلف بوده است؟!

از طرف دیگر، جشنواره‌ای که قرار بود با نام "آش ایرانی" این منطقه را به رونقی حتی فراتر از مرزهای کشور برساند و نامش بر صدر اخبار فرهنگ، هنر و گردشگری بنشیند، امروز با نگاه‌های کور و متعصبانه و بی‌توجهی‌های مطلق عافیت‌طلبان برخی مدیران، به یک تاریخ تقویمی بی‌روح و بی‌مزه تبدیل شده که هیچ شور و هیجانی را برای حضور توریست و گردشگر برنمی‌انگیزد. 

جشنواره‌ای که روزگاری می‌توانست نماد هویت غذایی و فرهنگی استان باشد، محلی برای معرفی تنوع اقلیمی، آش‌های محلی با قدمت تاریخی و بهانه‌ای برای سفر دوستداران خوراک و فرهنگ به زنجان، امروز به مراسمی کلیشه‌ای و تکراری بدل شده که نه جایگاه بین‌المللی دارد، نه حتی توان جذب گردشگر از استان‌های همجوار. متأسفانه، به‌جای نگاه راهبردی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای و بین‌المللی، این رویداد با سلیقه‌های شخصی و نگاه‌های محدود مدیریتی، از مسیر اصلی خود منحرف شده و به حاشیه‌ای برای نمایش برخی موضع‌گیری‌های غیرمرتبط تبدیل گردیده است. 

در نتیجه، آنچه می‌توانست برند گردشگری زنجان را به سطح ملی و حتی جهانی ارتقا دهد، اکنون در تقویم گردشگری کشور، نه جایگاه ویژه‌ای دارد و نه تأثیری بر اقتصاد محلی و اشتغال‌زایی گذاشته است. آیا این سرنوشت تلخ، زاییده‌ی کمبود بودجه است یا فقدان نگاه بلندمدت و عشق به این دیار؟! پاسخ را باید در عملکرد همان مدیرانی جست که سال‌ها بر مسندهای تصمیم‌گیری تکیه زده‌اند و جز وعده، دستاوردی برای گردشگری استان به ارمغان نیاورده‌اند.

و اما از سلطانیه که بگذریم، به خدابنده و معبد تاریخی و شگفت‌انگیز "داش‌کَسن" یا معبد اژدها می‌رسیم؛ دومین پایگاه ملی ثبت‌شده در استان زنجان که در ۱۵ کیلومتری جنوب‌شرقی سلطانیه و در حاشیه‌ی روستای ویر جای گرفته است. این بنای صخره‌ای مربوط به دوره‌ی ایلخانیان، با دو نقش‌برجسته‌ی اژدها به طول ۵ متر و عرض ۱.۵ متر و محراب‌هایی با مقرنس‌کاری‌های ظریف، یکی از نادرترین و بی‌نظیرترین نمونه‌های معماری صخره‌ای در ایران است که تأثیر فرهنگ شرق دور را در عصر ایلخانی به‌خوبی نشان می‌دهد.

 شکل‌گیری این معبد با پشتکار الجای خاتون، خواهر سلطان محمد خدابنده، آغاز شد اما به پایان نرسید و همین ناتمام‌ماندگی، بر رمز و راز آن افزوده است. برخی باستان‌شناسان قدمت آن را به پیش از اسلام می‌رسانند و معتقدند نقوش اژدها در دوره‌ی ایلخانی به آن افزوده شده است. اما چه سود که این گنجینه‌ی منحصربه‌فرد نیز مانند گنبد سلطانیه و مجموعه‌ی گاوازنگ، از بی‌توجهی و کم‌مهری متولیان رنج می‌برد. راه دسترسی به این معبد اگرچه در سال ۱۳۸۹ زیرسازی و در سال ۱۳۹۸ آسفالت شده است، اما امکانات رفاهی برای گردشگران، به‌ویژه برای گذراندن شب، به‌هیچ‌وجه کافی نیست. حتی تابلوهای راهنما در طول مسیر، آن‌چنان که باید، معرف این اثر فاخر نیستند و بسیاری از گردشگران برای پیدا کردن آن دچار سردرگمی می‌شوند. 

این در حالی است که مدیرکل میراث‌فرهنگی استان، از تبدیل معبد داش‌کسن به پایگاه ملی خبر داده و آن را گامی مؤثر برای مرمت، حفاظت و معرفی این اثر دانسته است، اما در عمل، هنوز خبری از آن اقدامات چشمگیر نیست. جالب آنکه استان زنجان با گنجینه‌ای غنی از آثار تاریخی و ثبت‌شده که ۹۱۴ مورد آن در فهرست آثار ملی و جهانی ثبت شده، به‌راستی گنجینه‌ای از تاریخ و هنر است که می‌تواند قطب گردشگری شمال‌غرب کشور باشد. (  ۹۱۴ اثر در فهرست آثار ملی و جهانی به ثبت رسیده است. ۷۱۹ اثر غیرمنقول، یک اثر ثبتی، ۲۲ اثر طبیعی، ۶۱ اثر معنوی و ۳۹ اثر منقول تاریخی) اما این ظرفیت‌ها، در سایه‌ی بی‌برنامگی، ناهماهنگی و کم‌توجهی، به‌کلی به دست فراموشی سپرده شده‌اند.

و نکته‌ی مهم اینجاست که بی‌خیالی مطلق متولیان - چه در اداره‌کل میراث‌فرهنگی، چه در شهرداری و چه در سایر نهادهای مرتبط - به جایی رسیده که دیگر حتی ملزم به دادن وعده هم نیستند. گویی همه به این نتیجه رسیده‌اند که استان زنجان برای گردشگری، به‌ویژه در بخش میراث‌فرهنگی، یک مقصد از دست‌رفته است و هرگونه تلاشی برای احیای آن، بی‌فایده. این نگاه نامیزان و الکن، که ریشه در نبود نگاه راهبردی و عزم جدی برای توسعه‌ی پایدار دارد، نه تنها سلطانیه، گاوازنگ و داش‌کسن را به حال خود رها کرده، بلکه تمام ظرفیت‌های گردشگری استان - از معدن نمک چهرآباد و موزه‌ی مردان نمکی گرفته تا روستاهای هدف گردشگری و جشنواره‌های محلی مانند جشنواره‌ی آش ایرانی و شاتوت هزاررود و زیتون طارم - را نیز به حاشیه رانده است. 

میراث‌فرهنگی، اگر به‌درستی به آن پرداخته شود، می‌تواند موتور محرکه‌ی اشتغال و درآمدزایی باشد و از خروج جوانان از استان جلوگیری کند. اما وقتی گنبد سلطانیه، به‌عنوان تنها اثر جهانی استان، در روزهای تعطیل بسته است و گاوازنگ به خرابه‌ای تبدیل می‌شود، نه تنها گردشگر خارجی، که خود زنجانی‌ها نیز از بازدید از جاذبه‌های استان خود دلسرد می‌شوند.

اگر می‌خواهیم استان زنجان روزی به جایگاه واقعی خود در نقشه‌ی گردشگری ایران دست یابد، باید از امروز و با همین داشته‌های اندک شروع کرد. باید درِ گنبد سلطانیه را به‌روی همه باز کرد، به‌ویژه در روزهایی که خانواده‌ها فرصت بازدید دارند. باید برای ساماندهی گاوازنگ و ائل‌داغی، هرچه سریع‌تر تکلیف مالکیت و مدیریت آن را مشخص کرد و زیرساخت‌ها را به‌روز رساند. باید مسیر دسترسی به معبد داش‌کسن را با تابلوهای راهنمای مناسب و امکانات رفاهی استاندارد، به مقصدی جذاب برای گردشگران تبدیل کرد. 

و بیش از همه، باید از مدیران و متولیانی که دغدغه‌ی میراث‌فرهنگی دارند، حمایت کرد و از آن‌ها خواست که به‌جای وعده‌های توخالی، اقدامات عملی و قابل مشاهده ارائه دهند. زنجان، با این همه پیشینه و ظرفیت، سزاوار سرنوشتی بهتر از این است و مردم این دیار، شایسته‌ی دیدن لبخند رضایت بر چهره‌ی گردشگرانی هستند که برای دیدن شکوه تاریخشان، راهی این خطه شده‌اند.

اقدام کننده: مسئول تحریریه

صدای زنجانمعبد اژدهاگنبد سلطانیهسرب و روی
sedayezanjannews.ir/nx19224


درباره ما تماس با ما آرشیو اخبار آرشیو روزنامه گزارش تصویری تبلیغات در سایت

«من برنامه نویس هستم» «بهار 1398»