نمیدانم، اطلاعی ندارم، گفتهاند مصاحبه نکنیم، حرفی ندارم، به ما دستور دادهاند، از بالا گفتهاند، بماند برای شرایط بهتر، و...
پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ نمیدانم، اطلاعی ندارم، گفتهاند مصاحبه نکنیم، حرفی ندارم،
به ما دستور دادهاند، از بالا گفتهاند، بماند برای شرایط بهتر،
و...
اینروزها، اینها، بخشی از جوابهایی هستند که اکثر مسئولان
استان زنجان در پاسخ به «سئوالهای خبرنگاران صدای زنجان» در باره مشکلات و اتفاقات جاری استان و شهر میگویند. در شرایطی که مردم، تشنه
دانستن و اگاهی از آنچه پیرامونشان میگذرد هستند و هر لحظه بیخبری از وقایع، بر انبوه عصبانیتها، شایعات و اکاذیبی که بر
سر و رویشان میبارد، میافزاید، خودِ رسانههایی که باید این خلأ و نقصان
را برطرف و به ایشان آرامش بدهند هم، با درهای بسته و مدیران خاموش مواجه میشوند. ذات رسانه، کسب خبر صحیح از منابع معتبر و رسانیدن
آن به افکار عمومی است. حال و روزی که جامعه در روزهای اخیر دارد از یک سو و قطع اکثر
راهها و ابزار عادی ارتباط
و اطلاعرسانی شهروندان از سوی
دیگر، فضایی غبارآلود و نسبتا تاریک ساخته است که به سختی و اضطراب ناشی از حوادث سهمگین
و وحشتناکی که چند روز پیشتر رخ داد، ضریب افزایشی
و سرسامآوری میدهد.
قرار و
میثاق ملی و اساسی مردم و نظام که از انقلاب ایشان برآمده است، بر عدم پنهانکاری و نامحرمانگاری شهروندان، استوار است.
در میان
گذاشتن هر آنچه بر مردم وارد میشود و به واکنشهای آنان مبتنی است، حداقل کاری
است که مسئولان استان بهتبعیت از مقامات و نهادهای
ارشد کشور میتوانند و باید انجام
دهند. نادان نیستیم و اذعان میکنیم که در مسائل مرتبط با امنیت ملی و حوادث مرتبط با تروریسم و آشوبگری، حفظ اسرار و تاکتیکهای مواجهه با دشمنان، بخشی
از مهارت و البته وظایف مؤکد مسئولان است اما اینکه چه موضوعی امر امنیتی و اسرار
مگوی حاکمیتی و دانستن چه چیزی نیاز و حق قانونی و بلکه ضروری شهروندان است، مسئلهای است که در تاریکی حاصل از
بیخبریهای گاهی غیرضروری، بر ابهامآلودگی و آشفتگی اذهان شهروندان
آثاری منفی بر جای میگذارد.
اینهمه در حالی است که برخی رسانهها و خبرگزاریها از جمله صداوسیما بدون محدودیتهای دیگران، گاهی امنیتیترین اخبار و اطلاعات را منتشر
میکنند و هیچکس هم کاری با مصاحبهشوندگان و ناشران اخبار مذکور
ندارد.
با این
وصف، سختگیریهای آنچنانی، قبل از اینکه تعریف خاصی از «اسرار امنیتی»
و «اخبار عادی» شده باشد، بیش و پیش از هر چیزی، «اعتماد» بین مردم و مسئولان را معیوب
و آنرا مخدوشتر و آسیبدیدهتر میسازد.
بر کسی
پوشیده نیست که راز دوام و استحکام ایران و نظام حاکم، ریشهداشتن در بطن و متن جامعه و
آحاد شهروندان آن است.
مردمی
که در برهههای حساس و همیشه، بار
حمایت و دفاع از تمامیت سرزمینی و داشتههای اعتقادی و تاریخیشان را بر دوش کشیده
و میکشند، اگر احساس نامحرمبودن و بیگانهپنداری خودشان را از سوی مسئولان
داشته باشند، حامیان مطمئنی برای ایشان نخواهند بود.
نیاز به
تاکید نیست که حفاظت از برخی دادهها و اخبار امنیتی، موضوع این یادداشت نیست؛ آن قسمت عمده ماجراها و اخبار، مدنظر نگارنده
است که کمترین پیوندی با اطلاعات
و امنیت مدنظر نهادهای امنیتی ندارند: اینکه یک مدیر کل از پاسخ به چرایی تغییر قیمت کالاها فارغ از معقول یا غیرمعقول
بودن کار، استنکاف ورزیده و تلفن خبرنگار را قطع کند یا مسئول اتحادیه قصابان از توضیح
دربارهی عدم تناسب معقول بین
قیمت دام زنده و قیمت گوشت در قصابی خودداری و آن را دستور امنیتی جلوه دهد، چیزی نیست
مگر نااهل و نامحرم پنداشتن مردم و رسانهها!
به این
موضوع بیفزایید محافظهکاری و خودسانسوری بخشی
از مدیران و آگاهان را که ریشه در همان عدم تفکیک و تعریف امر امنیتی و خبر ضروری لازمالانتشار دارد، آنجا که یک جامعهشناس و استاد شناختهشده، مصاحبه و توضیحات علمی
خود پیرامون مسائل و مشکلات جاری استان و شهر را پس میگیرد و دلیل آن را دستور از
بالا عنوان میکند.
زیاده
عرضی نیست الا اینکه پایههای حکمرانی در ایران، تا زمانی دیرنده
و مستحکم است که حکم، حکم مردم و مبتنی بر قانون اساسی باشد، نه بر سلیقه و تصمیمات
نامناسب و افراطی افراد تکیه زده بر مسندهای ساختهشده به دست همین مردم.