«آیین چهلم»، پایان یک عبور است: از سکوت، مویه، خامی، سوختن و پختن. بازهای است برای پذیرشِ واقعیتی هولناک؛ باور رنجی که پایانی ندارد، به انتخاب و خودآگاه یا به جبر نزول مصیبت
پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ «آیین
چهلم»، پایان یک عبور است: از سکوت، مویه، خامی، سوختن و پختن. بازهای است
برای پذیرشِ واقعیتی هولناک؛ باور رنجی که پایانی ندارد، به انتخاب و خودآگاه یا به
جبر نزول مصیبت.
نقطهای است که حافظه، به مرورِ واقعه
و زخم میپردازد و آن را در شرط و زمانهای متفاوت از بهت و
حیرت، لمس میکند. «چهل»، روزِ بازگشتِ جانِ سوخته است به خنکای سایهسارِ همدردی همنوعانِ هماندوه؛ آن جایی
که اختیار، فرصتِ گذر و فرصتِ بههم آمیختنِ جان سوخته
با دستها و آغوشهای تسلیبخش باشد.
وقتی این
رنج، نه از انتخاب آمده و نه بلیهای رسیده از طبیعتِ سرکش است، بایستی پاسخ پرسشی
بزرگ را داد: این درد را، این شعلهی جانکاه را کدام دست شرور، بر کام تو ریخت و بر جانت
زد؟
از شبی که جانیانی از فراسوی مرزهای انسان، بیخبر از دورانهای ایرانِ سربلندِ
زخمی، گهرهایی از این سرزمین را به خاک ریخته و در خون شستند، چهل روز میرود؛ روزهایی که داغدیدگان،
پشت دیواری از خویشتنداری و بیصدایی، تنها ماندند؛ هم نه سوگواری توانستند و نه
تظلمخواهی در فضایی تیره و تار که تمیز حق و باطل و خیر و شر را ناممکن گذاشت.
فرزندان
آسمانی ایران را چه «شهید» بنامیم، چه «جاویدنام»، قاتل یکی است
با هزار نام و هزار و یک چهره؛ قاتل، ایستاده در فاصلهای است میانهی گرسنگان و شکمسیران، وطنپرستان و بیوطنان، بیقدرتان و زورمندان و
بین انسانهای شریف و بیشرفان؛ رو به اولیها و پشت به دومیها.
اجازهی برگزاری مراسم چهلم
و حتی پیشگام شدن حاکمیت در برگزاری رسمی آن، آغازی بر پیمودن مسیر دشواری است که در نگاه اول
به خواب میمانَد اما به اذعان خُرد و کلان جامعه، گزیری از پای گذاشتن
در این راه نیست تا دردهایی که جامعه را به همزیستی با خودشان مجبور
کردهاند، التیام یابند. برای این مهم و برای آنکه بازتولید چندبارهی این دردها و زخمها شلاقهایی سهگینتر بر پیکرهی نحیف و فرسودهی جامعهی ایرانی نزند، به چیزهایی
فراتر از برگزاری یک مراسم حکومتی برای بزرگداشت جانباختگان حوادث دیماه نیاز است، همچون:
پذیرش
این واقعیت که در کشاندن وضعیت به جایی که فجایع 18 و 19 دیماه رقم خورد، عدهی خاصی قصور کردهاند و تقصیر داشتهاند؛
پذیرش
آن که بسیارانی در این وقایع، در حال فریاد
«بغضهای منکوب و فروخفته»، برای«معاش و نان شب» و حین اعتراض به «تبعیض و بیعدالتی» جان باختند
و نیز جانهای گرانی برای «حفظ کیان وطن» و «سلب مجال از خائنان و بیگانگان»
که برای تصاحب و ویرانی خانهمان، ایرانِ جانمان، چنگ و دندانِ تیز
نشانمان دادند و میدهند.
تاریخ،
دانش و تجربه، گواهانی شایستهاند بر این که: التیام واقعی درد و اندوه عظیمی
که بر شانههای این مُلک و ملت، سنگینی فزایندهای دارد، جز با یافتن،
معرفی و مجازات آن قاتل و نیز دلجویی از زیاندیدگان، ممکن نیست و
نخواهد شد.
بهعنوان عضوی از جامعهی رسانهای ایران، در تسلیبخشی بر آلام مردم داغدار
ایران، کنار هر منصفِ مصلحی که پای در این راه بگذارد، با همهی توانمان ایستادهایم.