کد خبر: 5221
541
1399/11/18 - 9:10


امروز، فردایِ دیروز است!

خلیل ببری

پایگاه خبری صدای زنجان

در سر پیچِ چهارراه، شانه به شانه و چهره به چهره بهم برخوردیم و با اشتیاق، سلامی کردم و خواستم حال و احوالش را بپرسم که حیرت زده و عصبی گفت: اِ،اِ،اِ،اِ،اِ، اینکه دیروز سُر مُر گنده با من، دست داد و کلی شوخی کرد و گل گفت و گل شنفت!

به عکس و اعلامیه روی دیوار نگاه کرده، مرحوم را که آدمِ چغر و زرنگی بود، شناختم و خدا بیامرزدی گفتم!

گفت: اگه بهش می گفتی که بعد از سی سال خواهد مُرد، اگر مُرده ات را نقش بر زمین نمی کرد، حتمن حتمن، سالها باهات قهر می شد و توی مسجد و عروسی و قبرستان هم بهت پشت می‌کرد و به سلامت جواب نمی داد.

گفتم: این مرحوم و منو شما، هر روز به در و دیوارِ شهر نگاه می کردیم و می کنیم تا از مردن و دفن شدنِ دوست و آشنا و درو همسایه و هم شاگردی غافل نشویم و مغموم و ماتم زده، در مجالس ترحیم شان، حضور بهنگام و برجسته بیابیم؛ در سر مزار و مسجدشان، برای آنها حمد و سوره؛ "در معنا" ذکر بخوانیم.

این مرحوم و من و شما، در هفته، در مجالس ذکر و ترحیم ِ بیست سی نفر، حاضر و ناظر می شویم و می رویم و می آئیم!

غافل از اینکه این ذکر و تذکر برای مرده ها نیست! این ذکر و تذکر برای ما زنده ها و شاید هم بازنده هاست که به اشتباه فکر می کنیم مریضی و پیری و درد و تصادف و مرگ و میر و اعلامیهِ رویِ دیوار شدن، مال این و آن و آنهای دیگر است! و بس.

در صورتیکه اینگونه نیست و ما هم در نوبت و صف، داخل کوپه خاص خود، بر روی ریل قطار لحظه به لحظه به این مسائل و مصائب نزدیک و نزدیک تر می شویم و افسوس که خیلی دیر می فهیم که نمی فهمیم! به قول زنده یاد قیصر امین پور: وقتی می فهمیم و به خود می آئیم که (زودمان دیر می شود) و  به قول مجتبی کاشانی:

"ذهن ما باغچه است، گل در آن باید کاشت

ورنکاری گل من، علف هرز در آن می روید

زحمت کاشتن یک گل سرخ، کمتر از کاستنِ آن علف است

گل بکاریم بیا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرایی ذهن، نازنین هرگز ! هرگز آدم، آدم نشود.

 

 انتهای پیام/

اقدام کننده: م.س

sedayezanjannews.ir/nx5221
نام
ایمیل
نظر*


درباره ما تماس با ما آرشیو اخبار آرشیو روزنامه گزارش تصویری تبلیغات در سایت

«من برنامه نویس هستم» «بهار 1398»